دل‌های کوچک در میدان صادقیه؛ روایت غرفه کودکانه دبستان مفید مرزداران در اجتماعات شبانه

میدان صادقیه؛ شب‌های حضور و بیعت

در شب‌هایی که مردم تهران برای حفظ و تجدید بیعت با جمهوری اسلامی ایران در میادین و معابر اصلی شهر گرد هم می‌آیند، میدان صادقیه به یکی از کانون‌های پرشور این اجتماعات شبانه تبدیل شده است. خانواده‌ها، پدر و مادرها، نوجوانان و کودکان، همگی در کنار هم در فضایی مملو از نور، پرچم و شعارهای انقلابی، حضور می‌یابند تا هم «حضور اجتماعی» خود را ثبت کنند و هم نسل جدید را با معنای این همراهی و وفاداری آشنا سازند.

در دل این فضا، غرفه کودکان دبستان مفید مرزداران از زیرمجموعه‌های مجتمع آموزشی مفید، به یکی از نقاط متفاوت و پرجاذبه میدان صادقیه تبدیل شده است؛ جایی که «بازی، هنر و تربیت» در متن یک اجتماع مردمی و انقلابی به هم می‌رسند.

استاد کیومرث سلطانی ابهری عضو هیئت علمی دوره ابتدایی و متوسطه اول مجتمع آموزشی مفید، نویسنده، مدرس و کارشناس هنر پیش‌دبستان گزارش جامعی از این غرفه به نگارش درآوردند که در این مقاله از بخش‌هایی از آن بهره می‌بریم.

در همان ابتدای ورود به میدان:

«در فاصله پنجاه متری میدان و در محوطه مسقف پایانه تاکسی‌رانی، تراکم بالایی از حضور خانواده‌ها به چشم می‌خورد.»

(کیومرث سلطانی ابهری)


شکل‌گیری غرفه کودکان دبستان مفید مرزداران

مقاله حاضر، برگرفته از متن میدانی و دقیق آقای کیومرث سلطانی ابهری است که با نگاهی تربیتی و پژوهشی، به روایت حضور پایگاه‌های شبانه دبستان‌های مجتمع آموزشی مفید در جریان این اجتماعات می‌پردازد و به‌طور خاص، غرفه دبستان مفید مرزداران مستقر در ضلع جنوبی میدان صادقیه را کانون روایت خود قرار می‌دهد.
غرفه کودکانه دبستان مفید مرزداران

در مجاورت یک کتابخانه سیار وابسته به نهاد کتابخانه‌های عمومی، غرفه‌ای برپا شده که بدون هیچ تابلو و نشانی از نام «مجتمع آموزشی مفید»، آرام‌آرام به پایگاه اصلی حضور کودکان در میدان تبدیل شده است. آقای سلطانی در گزارش خود می‌نویسد:

«… غرفه دبستان مفید مستقر است که کانون تمرکز گزارش حاضر محسوب می‌شود. طبق مشاهدات میدانی اینجانب، این مجموعه نخستین واحدی است که در میدان صادقیه ارائه خدمات به کودکان را آغاز نموده است؛ بدون هیچ تابلویی از مجتمع آموزشی مفید.»

کادر اجرایی این غرفه را تیمی جهادی از آموزگاران پایه‌ها و مربیان هنر دبستان مفید مرزداران تشکیل می‌دهند؛ جمعی که ابتدا فعالیت خود را بسیار ساده و حداقلی، با «گِل‌بازی» و «کاغذ و برش» روی زیراندازهای کف پایانه آغاز کردند و در ادامه، با پیگیری و تلاش، توانستند فضای منسجم‌تری برای فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی کودکان در میدان به دست آورند.


از زیرانداز تا سازه فرهنگی؛ ماجرای تخصیص غرفه

در شب‌های نخست، فعالیت‌ها در فضایی موقت و روی زیرانداز انجام می‌شد؛ اما به مرور، با نصب یک سازه موقت داربستی با پوشش برزنتی، هویت بصری و ساختار منسجم‌تری به غرفه داده شد. بر اساس این گزارش، این فضا در ابتدا برای توزیع ارزاق و سرو غذا پیش‌بینی شده بود، اما:

«… طی بازدید یکی از عوامل شهرداری و با بهره‌گیری از فرصت تعامل ایجاد شده، این غرفه جهت استمرار فعالیت‌های فرهنگی به این تیم اختصاص می‌یابد.»

یکی از جلوه‌های بصری جذاب غرفه، نخی بلند است که در طول کارگاه کشیده شده و به شکل یک «گالری منعطف» عمل می‌کند. نقاشی‌ها، برش‌های کاغذی و حتی موشک‌های دست‌ساز کودکان، همه روی این بند آویخته می‌شوند. صحنه‌ای که نویسنده گزارش، بارها آن را دیده است:

«مکرر کودکانی را می‌دیدم که به مربیان مراجعه می‌کردند تا اثر خود را در این مجموعه جمعی نصب کنند.»

این گالری، به‌نوعی «دیوار افتخار» کودکان در قلب یک میدان شهری است؛ جایی که محصول تخیل و دست‌ورزی‌شان در معرض دید عموم قرار می‌گیرد.


تجربه مشترک کودک، نوجوان و بزرگسال

یکی از ویژگی‌های کم‌نظیر غرفه کودکان دبستان مفید مرزداران، محدود نماندن تجربه به «سنین پایین» است. در روایت آقای سلطانی آمده است:

«مشاهده می‌شد که بزرگسالان و نوجوانان، در کنار کودکان، خود نیز با حسی مشابه، به بازی، ساخت‌وساز و فعالیت‌های مهارتی مشغول می‌شدند و در خلال این “تجربه مشترک”، به تبادل مهارت با دیگران می‌پرداختند.»

این «تجربه مشترک» دقیقا نقطه‌ای است که فعالیت غرفه را از یک برنامه صرفاً سرگرمی، به یک رویداد تربیتی خانوادگی تبدیل می‌کند؛ جایی که پدر و مادر، نوجوان و کودک، نه فقط تماشاچی که همبازی هم می‌شوند.

در بخشی دیگر از غرفه، میز بازی‌های فکری توسط همسر یکی از مربیان اداره می‌شود. جمعی از پسران ۹ تا ۱۰ ساله به دور میز، مشغول یادگیری و اجرای بازی کارتی «تیزبین» هستند:

«… او در حال آموزش و اجرای بازی کارتی “تیزبین” با آن‌هاست. یکی از بچه‌ها فریاد می‌زند: “بردم، بردم!”»

هیجان، رقابت سالم، یادگیری قواعد، صبر در نوبت، و در عین حال حفظ نشاط جمعی، همه در چنین صحنه‌هایی رخ می‌دهد.


قلبی به رنگ پرچم ایران؛ هنر، هویت و ایران‌دوستی

در ضلع غربی غرفه، سازه‌ای عمودی از توری پلاستیکی برپا شده است که طرح یک «قلب بزرگ» روی آن ترسیم شده. مربیان، با استفاده از نوارهای تریکوی کشی و بافت بخش‌های مختلف قلب، رنگ‌بندی آن را مطابق پرچم جمهوری اسلامی ایران طراحی کرده‌اند و ادامه کار را به خود کودکان و نوجوانان سپرده‌اند:

«مربیان با بافتن بخش‌های بالایی و پایینی این قلب با نوارهای تریکوی کشی، الگوی رنگی هر قسمت را برای ساخت پرچم ایران داخل تصویر قلب مشخص کرده‌اند تا کودکان و نوجوانان فرآیند بافت را تکمیل کنند.»

نویسنده گزارش توضیح می‌دهد که در انتخاب طرح نهایی، میان «قلب بزرگ» و «نقشه ایران» مشورت شده و در نهایت، با استدلالی تربیتی، قلب برگزیده شده است؛ چرا که خروجی سریع‌تر و ملموس‌تری برای کودکان دارد و به آن‌ها کمک می‌کند ثمره کار خود را زودتر ببینند.

این ایستگاه، ترکیبی است از هنر، مهارت دست‌ورزی، کار گروهی و تقویت هویت ملی؛ تصویری از ایران که این بار نه روی کاغذ، بلکه «گره‌به‌گره» با دستان کودکان بافته می‌شود.


اعتماد والدین و آزادی تجربه؛ تربیت در دل میدان

یکی از برجسته‌ترین لایه‌های این گزارش، نحوه تعامل والدین و کودکان در فضای غرفه است. نویسنده صحنه‌ای را روایت می‌کند که کودک خردسالی حدود ۱.۵ ساله، در میان ایستگاه‌ها آزادانه در رفت‌وآمد است؛ گوی فلزی را برمی‌دارد، به سراغ مداد رنگی‌ها می‌رود و حتی سعی می‌کند از روی مانع فلزی داربست عبور کند.

مادر، بدون ایجاد اضطراب یا محدودیت افراطی، صرفاً نظارت می‌کند و در عین حال اجازه می‌دهد کودک توانمندی جسمی خود را بیازماید. نتیجه این اعتماد، در رفتار کودک کاملاً مشهود است؛ حتی پس از زمین خوردن، بدون گریه یا ناله، دوباره به فعالیت ادامه می‌دهد.

در بخش گِل‌بازی هم همین الگوی تربیتی دیده می‌شود:

کودکی خردسال قطعات کوچک گِل را جدا کرده و به مادرش می‌دهد. در لحظه‌ای که دستش را به سمت دهان می‌برد، پدر از بیرون غرفه تذکر می‌دهد «تو دهان نگذار»؛ ترکیبی از نظارت دقیق و آزادی عمل، بدون شکستن تمرکز و لذت کودک.


از انیمیشن‌سازی تا گفت‌وگوی تربیتی؛ عمیق‌تر از یک غرفه سرگرمی

یکی از جذاب‌ترین نقاط غرفه، ایستگاه انیمیشن‌سازی است که توسط یک نوجوان ۱۱ ساله (از شاگردان سابق کارگاه‌های تابستانی مربیان) اداره می‌شود. او با تسلط، نحوه کار با نرم‌افزار و تکنیک‌های ساده صداگذاری را به کودکان آموزش می‌دهد. در یک نمونه، دانش‌آموز پایه دوم دبستان برای نشان دادن «تکلم» در انیمیشن، از چند توپ با طراحی‌های مختلف دهان استفاده کرده تا توهم حرکت و صحبت ایجاد شود؛ نشانی از خلاقیت بصری و فهم ابتدایی از منطق تصویر متحرک.

در بخشی دیگر از متن، گفت‌وگویی میان نویسنده و یکی از مربیان نقل می‌شود؛ مربی با نشان دادن کاربرگی که تصویر «رهبر شهید در میان پرچم و فرشتگان» با شعار «ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد» را دارد، درباره میزان اثربخشی این نوع آموزش‌ها پرسش می‌کند. در پاسخ، بر گذار از «پذیرش صرف» به «تفکر پویا» تأکید می‌شود؛ اینکه کنار آشنایی بصری با مفاهیم، باید کودک فرصت پرسیدن، تخیل و اندیشیدن داشته باشد.

این نگاه، نشان می‌دهد که غرفه کودکان دبستان مفید مرزداران، صرفاً مکانی برای پر کردن وقت کودکان در حاشیه یک اجتماع سیاسی نیست؛ بلکه عرصه‌ای برای تمرین پرسشگری، خلاقیت و تجربه عمیق‌تر مفاهیم هویتی و انقلابی است.


نماز در قلب غرفه؛ همزیستی عبادت و قیل و قال کودکانه

یکی از تصاویر به‌یادماندنی گزارش، صحنه‌ای است که فردی برای خواندن نماز به گوشه غرفه می‌آید. بعد از اتمام نماز او، یکی از مربیان مهر را از او می‌گیرد و خودش مشغول اقامه نماز می‌شود؛ در حالی که صدای بازی و هیجان کودکان در فضا جریان دارد:

«از کوچک و بزرگ در غرفه مشغول فعالیت هستند. گویی قیل و قال غرفه مزاحمتی برای اقامه‌ی نماز نداشت.»

این تصویر، به زیبایی همزیستی عبادت، فعالیت تربیتی و شور کودکانه را در یک قاب واحد نشان می‌دهد؛ همان ترکیبی که روح کلی اجتماعات شبانه مردم برای حفظ و بیعت با جمهوری اسلامی ایران را نیز شکل می‌دهد.


غرفه کودکان دبستان مفید مرزداران؛ روایتی از حضور، امید و آینده

در پایان می‌توان گفت غرفه کودکان دبستان مفید مرزداران در میدان صادقیه، فقط یک برنامه مکمل در حاشیه اجتماعات مردمی نیست؛ بلکه نمونه‌ای عینی از این است که چگونه می‌توان حضور انقلابی، تربیت دینی، هنر، بازی و یادگیری عمیق را در یک تجربه مشترک خانوادگی به هم پیوند زد.

آقای حائری، آقای سلطانی، خانم قدیانی و جمعی از معلمان پرتلاش دبستان مفید مرزدارن

جایی که اعتماد بالای والدین به کادر مجتمع مفید، خلاقیت مربیان، تلاش جهادی معلمان و شوق بی‌انتها و صادقانه کودکان کنار هم قرار می‌گیرند تا تصویری روشن از آینده بسازند؛ آینده‌ای که از همین شب‌های شلوغ میدان صادقیه و از میان گِل‌بازی‌ها، نقاشی‌ها، انیمیشن‌ها و پرچم‌های دست‌ساز کودکان عبور می‌کند.

(دانلود متن کامل گزارش استاد استاد کیومرث سلطانی ابهری)

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیازدهی روی یکی از ستاره‌ها کلیک کنید! (از راست کمترین >>> به چپ بیشترین امتیاز)

میانگین امتیاز ۳.۶ / ۵. تعداد رأی‌ها: ۱۴

هنوز ستاره‌ای ثبت نشده است! اولین نفر باشید که به این مطلب امتیاز می‌دهد.