به احترام معلم
بزرگداشت هفته معلم در مدارس مفید؛ مجموعه گفتوگو با دبیران
در اردیبهشت ۱۴۰۵ و در هفته بزرگداشت مقام معلم، مجموعهای از گفتوگوهای صمیمی و کوتاه با دبیران مدارس مختلف مجتمع آموزشی مفید تدارک دیدیم تا از زاویهای نزدیکتر با تجربهها، نگاه آموزشی، دغدغهها و انگیزههای معلمانی که هر روز در کلاسهای مفید جریان یادگیری را زنده نگه میدارند همراه شویم. این مجموعه به همت واحد تبلیغات و امور رسانه مجتمع آموزشی مفید تولید شده و همزمان با ایام بزرگداشت معلم، بهصورت روزانه از ” کانال بله ” مجتمع منتشر شد.
از همه دبیران گرامی که با وجود مشغلههای فراوان، وقت گذاشتند و با دقت و مهربانی در این گفتوگوها شرکت کردند صمیمانه سپاسگزاریم؛ امید داریم انتشار این روایتهای کوتاه، هم قدردانی کوچکی از جایگاه معلم باشد و هم فرصتی برای همافزایی و الهام در مسیر تربیت و آموزش در خانواده بزرگ مفید.
دبستان پسرانه مفید (قلهک)

سرکار خانم مریم احمدی
دبیـــر دبیر پایه دوم
سابقه ۱۱ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید قلهک
معرفی کوتاه
من مریم احمدی هستم، معلم پایهی دوم در مجموعه مفید. ۱۱ سال که مربی هستم و حدود ۴ سال افتخار همراهی با خانواده مفید را دارم . البته در واقع من خودم را یک مفیدی میدانم از ۶ سال قبلتر ، سالی که پسرم وارد مجموعهی مفید شد. در این سالها، تلاش کردهام اول خودم در مسیر یادگیری باشم. طبیعت، سفر و یادگیری از علاقهمندیهای من است.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟
برای من، لذت معلمی یعنی لحظه های ناب یافتن.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان
لحظات بهیادماندنی در معلمی کم نیست اما اون لحظه هایی که به یک دانش آموز کمک می کنم تا رشد کند و رشدش را می بینم، همراه شدن در بازی هایشان، جملات احساسی که به من میگویند ( خانم تو بهترین معلم دنیایی ، خانم دوست دارم ، خانم دلم برات تنگ شده و …)همه جزو لحظات به یاد ماندنی هستند.
یک جمله برای دانشآموزان
خداوند نعمت و فرصت رشد کردن را در زندگیتان فراوان کند.

جناب آقای محمدحسین منوچهریان
دبیر پایه چهارم
سابقه ۱۰ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید قلهک
معرفی کوتاه
بنده محمدحسین منوچهریان هستم. مدرکم کارشناسی ارشد عمران سازه است. از سال ۹۵ در حال تدریس هستم و حدود ده سالی میشود که از شروع به تدریس بنده گذشته. یک دوره سابقهی تدریس درس ریاضی در دورهی اول دبیرستان داشتهام. همچنین سابقهی آموزش در دورهی اول ابتدایی را نیز داشتهام و امسال هم دومین سالی است که در پایهی چهارم دبستانِ منطقهی سه مفید فعالیت دارم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟
به نظر من، بزرگترین لذت معلمی، تأثیرگذار بودنِ معلم است؛ اینکه یک معلم حتی یک تأثیر کوچک هم روی دانشآموز بگذارد و باعث شود آن دانشآموز بتواند به پیشرفت برسد و آیندهای درخشان داشته باشد، بزرگترین لذت برای یک معلم میتواند باشد.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان
بهیادماندنیترین لحظهی من با دانشآموزان این بوده که، خب، وقتی بزرگ میشوند و میبینی که شما را از یاد نبردهاند، با یک پیام کوتاه یا یک احوالپرسی ساده؛ خیلی لذتبخش است اینکه میبینی آن دانشآموز هنوز شما را به خاطر دارد و از شما بهعنوان یک انسانی که در زندگیاش تأثیرگذار بودهاید یاد میکند. لحظهی خیلی خوبی برای بنده است.
یک جمله برای دانشآموزان
اگر بخواهم یک جمله به دانشآموزان بگویم، این است که از تکتک لحظاتشان بهترین بهره را ببرند تا بتوانند در پیشرفت کشورشان گامی برداشته باشند.

سرکار خانم سهیلا مومنی
معلم پایه اول ابتدایی
سابقه ۵ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید مرزداران
معرفی کوتاه
به نام خدا
سهیلا مؤمنی هستم. مربی دورهٔ اول دبستان پسرانهٔ مفید قلهک. پنج سال سابقهٔ تدریس دارم و سه سال است که در دبستان مفید قلهک مشغول تدریس هستم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟
بزرگترین لذت معلمی از نظر من، دیدن رشد بچههاست. واقعاً معلم مثل یک باغبان است که یک گیاه را پرورش میدهد و جوانهزدن و قد کشیدن آن را هر روز میبیند. این برای یک معلم خیلی لذتبخش است که رشد فرزندش را جلوی چشم خود و مانند یک تغییر فصل، مدام مشاهده میکند.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان
بهیادماندنیترین لحظهٔ معلم با دانشآموز، آن لحظهای است که اعتماد مطلق از سمت دانشآموز نسبت به معلم شکل میگیرد. لحظهٔ بسیار قشنگی است؛ زمانی که دانشآموز، معلم را تنها پناهگاه خودش میداند و او را انتخاب میکند و لحظهبهلحظهٔ روزش را با مربی سپری میکند. آن اعتماد، مانند یک عشق جاودانه است؛ عشقی که بدون چشمداشت، حس امنیت به شاگرد میدهد و امید او را ناامید نمیکند. «اعتماد مطلق» یک لحظهٔ بهیادماندنی است.
یک جمله برای دانشآموزان
تنها جملهای که میتوانم به بچههایم بگویم این است که با دیدن قدمهای ریز شما، دلم از غرور لبریز میشود و به تکتک لحظههای کوچک رشد شما افتخار میکنم.
سرکار خانم زهرا لولاچی
دبیـــر دبیر پایه دوم
سابقه ۹ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید قلهک
معرفی کوتاه زهرا لولاچی هستم. مدرک کارشناسیام را در رشته «مدیریت و برنامهریزی آموزشی» از دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسی ارشدم را در رشته «مدیریت آموزشی» از دانشگاه علامه طباطبایی گرفتهام. ۹ سال است که معلمم و ۶ سال است که افتخار معلمی در مدرسه پسرانه مفید قلهک را دارم. کار کردن و تعامل با بچهها را بسیار دوست دارم و از بودن در مجموعه مفید و آموختن از همکارانم و کسب تجربه در کنار آنها لذت میبرم و خدا را شاکرم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ لذتهای پرشماری در معلمی نهفته است؛ بزرگترین لذت این است که بیشتر از آنکه به دانشآموزانم تعلیم بدهم، در کنار آنها و از آنها یاد میگیرم. وقتی گوشهای نشستهام و تعاملات بچهها را میبینم، غرق در لذت میشوم از اینکه چقدر ساده فکر میکنند و به راهحل میرسند. بزرگترین لذت این است که آنها نقاطی از من را که خودم نمیبینم و برایم کور است، به شیرینی و روانی نشانم میدهند و مرا متحیر میکنند. همین دوسویه بودن رابطهمان را دوست دارم؛ اثرگذاری و اثرپذیری متقابل. جایی خوانده بودم که نتیجه کار معلم روی زمین راه میرود. این جمله همیشه با من است و وظیفه و دقت کارم را مدام یادآوری میکند. مدام باید به خودم بگویم: تو مسئولیت زیادی داری! تو قدرت داری که زندگی یک بچه را بسازی یا نابود کنی. پس مراقب باش حالوهوای کلاس آفتابی باشد، نه ابری و دلگیر. بزرگترین لذت این است که تلاش میکنم مسیر آینده هر یک از آنها را، که سازندگان جامعه فردا خواهند بود، به سهم خودم هموار کنم و در این مسیر، ردپایی هرچند کمرنگ از تعلیمات و تأثیرات مثبت بر جای بگذارم. بزرگترین لذت این است که در ذهن آنها ماندگار شوم و همیشه تا ابد از من به نیکی یاد کنند و برایم رحمت بفرستند. زمانی که دانشآموزانم پیام میدهند و احوالم را میپرسند، غرق در لذت میشوم و لبخندی به لبم میآید.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان اسفند سال گذشته سر کلاس مشغول تمرین بودیم که یکی از همکاران خبر دادند که به میهنمان حمله شده و بچهها باید وسایلشان را جمع کنند و به حیاط بروند. لحظه خاصی بود. از یک طرف باید خودم را مدیریت میکردم که آرامش داشته باشم و از طرفی بچهها را. همهمه در سالن زیاد شده بود. بچههای دیگری که در حیاط در زنگ نشاط مشغول بازی بودند، صداها را شنیده و برای بقیه پیام میآوردند: جنگ شده… ما صدایش را شنیدیم… باید تلفن میزدیم که اولیا به دنبال بچهها بیایند. حال بچهها متفاوت بود؛ برخی پر از هیجان، برخی گریان و پر از اضطراب. نیاز به در آغوش کشیده شدن و گرفتن حس امنیت هم در بعضیها بسیار پررنگ وجود داشت. به وضوح در آن لحظات، آنها مرا نقطه امن خود میدانستند و به من پناه میآوردند؛ من مادری که نگران فرزند خود نیز بودم و باید هر دو نقش را به درستی ایفا میکردم. پدر و مادرهای نگران و گاهی گریان یکی پس از دیگری میرسیدند و بچهها را تحویل میگرفتند. لحظه خداحافظی با دانشآموزانم و فردایی پر از ابهام و ذهنی پر از مجهول… آن روز از خاصترین و بهیادماندنیترین لحظات زندگیام بود و خواهد ماند.
یک جمله برای دانشآموزان به شاگردانم توصیه میکنم که در مسیر زندگی خود، آگاهانه دست به انتخاب بزنند و تصمیم بگیرند در راهی که انتخاب کردهاند، بهترین و کاملترین باشند؛ متعهدترین و مسئولیتپذیرترین در هر نقشی که دارند. در این صورت به جامعه خود خدمت خواهند کرد و وجودشان سازنده خواهد بود.
دبستان پسرانه مفید (مرزداران)

جناب آقای عابس سنایی
دبیـــر دبیر پایه ششم
سابقه ۲۰ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید مرزداران
معرفی کوتاه
سلام. من عابس سنایی هستم. از مهر سال ۱۳۸۵ توفیق داشتم که وارد عرصۀ معلمی شوم و امیدوارم که در آینده هم بتوانم در همین مقطع فعالیت کنم.تقریباً همزمان با سال دوم دانشگاه بود که مشغول به کار شدم؛ یعنی هم درس میخواندم و هم در مدرسه، کنار بچهها به نوعی زندگی میکردم. در این سالها تقریباً تمامی پایههای دبستان را تجربه کردهام.از تابستان سال ۱۳۹۸ افتخار پیدا کردم که در مجتمع آموزشی مفید مشغول به کار شوم.در مدرسۀ مفید، به واسطۀ اینکه در دورۀ اول، معلمها خانم هستند، وارد دورۀ دوم شدم؛ در حالی که تقریباً بخش زیادی از تجربۀ من در دورۀ اول بود، بهویژه کلاس اول که سختیهای خودش را داشت. با ورود به مفید، معلم کلاس چهارم شدم و چند سال بعد مسئول پایه شدم. سپس معلم پایۀ ششم شدم و در سالهای اخیر مسئولیت پایۀ ششم نیز بر عهدۀ من است.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟
واقعاً «زیست و زندگی در کنار بچهها»، آن هم بچههای دبستان، یک خلوص و صفایی به وجود آدم میدهد. بچههای دبستان یکدست و یکرنگاند؛ شاید در مقاطع دیگر هم باشد، اما خلوصی که در آنها هست چیز دیگری است. شخصیتشان هنوز کاملاً شکل نگرفته و دنیایی پاک و بیآلایش دارند و همین فضا بر روح آدم هم اثر میگذارد. بارها شده برای کارهای اداری بیرون میروم و با سختیها و کدورتهایی روبهرو میشوم؛ اما وقتی وارد مدرسه میشوم و با بچهها سلاموعلیک میکنم و صفای روحشان را میبینم، انگار همان زنگارها از دلم پاک میشود.
وقتی کرونا آمد و از بچهها جدا شدیم، واقعاً سخت بود. البته تجربههایی مثل آموزش مجازی و مدرسۀ آینو را داشتیم و کار معلمی ادامه پیدا کرد، اما ارتباط از پشت دوربین هیچوقت مثل ارتباط نزدیک نیست. وقتی کنار بچهها هستی، شادیها و ناراحتیهایشان روی روح تو اثر میگذارد و وقتی سروصدایشان در مدرسه میپیچد، انگار جان تازهای میگیری. بزرگترین لذت معلمی برای من همین است: بودن در فضای آرام و باصفای کنار بچهها و اینکه بتوانم دلشان را شاد کنم؛ اینکه «گلی از لبخند» روی لبشان بنشانم.
گاهی هم پیش میآید که بچهای ناراحت است؛ مینشینیم کنارش و با او صحبت میکنیم. در این سالها با شناختی که از روحیه و قلقهای بچهها پیدا کردهایم، میتوانیم تا حدی ناراحتیشان را برطرف کنیم و این برای یک معلم حس بسیار خوبی دارد.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان
وقتی معلم کلاس اول بودم، به جرأت میگویم شیرینترین لحظه، جشن الفبا بود. آن لحظهای که دانشآموزی که اول سال سواد نداشت و نمیتوانست بخواند، انتهای سال جلوی پدر و مادر یک متن زیبا میخوانْد. واقعاً احساس غرور و افتخار داشتم؛ چون حس میکردم در این روند شریک بودم. البته زحمت اصلی مال خود بچه است، اما تو هم سهمی داری و همین حس بسیار قشنگی دارد.وقتی وارد مفید شدم، از آن فضای ویژه جدا نشدم؛ بلکه یک تجربۀ جدید بود: فضای آرام و روانی که در مدرسه جریان داشت، دوستداشتنی که بچهها نسبت به مدرسه داشتند، و احساس اینکه زندگی مدرسهشان از زندگی خانهشان جدا نیست. واقعاً لحظات جذابی بود.در این سالها که مسئول پایۀ ششم هستم، یکی از لحظههای پُراضطراب برای بچهها «معرفی به دبیرستان» است. لحظهای که میبینم اکثر بچهها وارد دبیرستان میشوند و معرفی مستقیم میگیرند، برای من بسیار خوشایند است. انگار باری از دوشم برداشته میشود؛ بهویژه بچههایی که از پیشدبستانی در مدرسۀ ما بودهاند و هفت سال کنار دوستانشان زندگی کردهاند. اینکه مسیرشان ادامه پیدا کند، یکی از شیرینترین لحظههای زندگی من است. احساس میکنم وظیفۀ اصلیام را انجام دادهام.
یک جمله برای دانشآموزان
بچهها! شما میتوانید کارهای خیلی بزرگی انجام دهید؛ خودتان را هیچوقت دستکم نگیرید.

جناب آقای علی نعمت
دبیر ریاضی
سابقه ۲۶ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید مرزداران
معرفی کوتاه
علی نعمت هستم. دانشآموخته دوره ۲۰ مفید یادگار. از مهر ۷۲ تا تیر ۷۹ به عنوان دانشآموز در مدرسه مفید بودم. از همان سال ۷۹ که فارغالتحصیل شدم کار خودم را به عنوان دستیار معلم راهنما در راهنمایی یادگار شروع کردم. بعد چند سال به دبیرستان مفید قیطریه رفتم و ۱۷ سال آنجا در سمتهای مختلف همکاری داشتم. هنوز هم بعد ۲۶ سال از آن زمان توفیق دارم که در مجموعه مفید و در دبستان مرزداران به عنوان معلم ریاضی مشغول به کار باشم. این سالها به صورت پارهوقت در مدارس دیگری هم تدریس کردهام ولی همیشه یک مفیدی بودهام.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟
این که میبینم بچه ها یاد میگیرند و رشد میکنند برای من بزرگترین لذت است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان
آن زمان که خودشان یا اولیای شان به من بازخورد میدهند که از کلاس من خاطرات خوبی دارند و هنوز هم از کلاس های من به شیرینی یاد میکنند برای من بهترین لحظات معلمی است.
یک جمله برای دانشآموزان
برای بزرگ شدن عجله نداشته باشید، الان در بهترین سالهای عمرتان هستید.

سرکار خانم سعیده خسروی
معلم پایه اول ابتدایی
سابقه ۳۰ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید مرزداران
معرفی کوتاه بسمالله الرحمن الرحیمسعید خسروی هستم. از سال ۱۴۰۰ توفیق همراهی با مجموعه آموزشی مفید را داشتهام و هماکنون معلم پایه اول دبستان پسرانه مرزداران هستم.راستش سابقه که نه؛ توفیق قدم گذاشتن، نفس کشیدن و شاگردی کردن در این عرصه برای من حقیر از سال ۱۳۷۵ آغاز شد و تاکنون به لطف الهی ادامه داشته است. در مدارس و مجموعههای غیردولتیِ مقطع ابتدایی و متوسطه، در شهر اصفهان و شهر و روستاهای همجوار، مشغول فعالیت و تدریس بودهام. در این بین، دو سال هم توفیق تجربه مدیریت یکی از مجموعههای آموزشی غیردولتی را داشتم.امیدوارم آنچه انجام شده، مورد رضایت پروردگار عالم قرار گیرد.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ از نظر من، بزرگترین لذت معلمی رشدی است که انسان در کنار دنیای پاک و سرشار از صداقت و راستیِ بچهها پیدا میکند. اینکه هر روز خودت را در یک مسیر فزاینده مییابی، و این یک حس خوبِ پویایی به انسان میدهد؛ و حقیقتاً این بسیار لذتبخش است.در این حال، معلمی یک شغل نیست؛ اگر طالب حقیقت باشیم، معلمی عشق است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان با بچهها سروکار داشتن، تماماً خاطرهانگیز است؛ ولی برای من، به عنوان معلم پایه اول دبستان، بهیادماندنیترین لحظهها، لحظه کشف هر دانشآموز برای خواندن است. آن لحظهای که برای هر کدام از بچهها مثل یک تولد دوباره است و چشم باز کردن به یک دنیای تازه؛ و شاهد این لحظهها بودن، بسیار بسیار شیرین، دلنشین و بهیادماندنی است.
یک جمله برای دانشآموزان ضمن آرزوی سلامتی و موفقیت برای تکتک عزیزانم، تنها یک جمله برایشان دارم و آن این است: «مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم،هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.»
سرکار خانم شهرزاد حائری
دبیر کتابخوانی و تربیت دینی
سابقه ۸ سال تدریس در دبستان پسرانه مفید (مرزداران)
معرفی کوتاه شهرزاد حائری یزدی هستم، کمی ویراستار و ذرهای نویسنده ولی عاشق خواندن کتاب و طرحهای درس را از دل کتابها درآوردن….. هشت سال سابقه برای آموزش دارم. دو فرزند یک پسر ۱۴ ساله یک دختر ۹ ساله لیسانس الهیات گرایش ادیان و عرفان دانشگاه تهران، مدتی هم در بخش اسناد کتابخانه مجلس بودماز سال۱۴۰۱در دبستان مفید مرزداران در زمان مدیریت دکتر باقری مشغول به کار شدم به عنوان مربی کتابخوانی و در سال ۱۴۰۲ هم به گروه تربیت دینی مدرسه پیوستم به عنوان گروه تفکر برای پیش بردن مسائل و طرح درسهای که به مناسبتهای مذهبی باید طراحی و اجرا میشد.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من، همراه و همدل شدن با دانشآموزان است.اینکه کنارشان راه بروم، نه جلوتر از آنها و نه پشت سرشان. و در این چند سال خواستم داستانها و قصهها را فقط برای بچهها نخوانم بلکه طوری پیش بریم که بتوانیم با داستانها دنیا را زیباتر ببینیم و نکته ها را دریابیم.هر صفحه، از چشم هر دانشآموز رنگ دیگری دارد.با کلاساولیها، دنیا پر از رنگ و هیجان و کشفهای کوچک اما شگفتانگیز رو میشه تجربه کرد .و با ششمیها، وارد دنیایی میشوم که پر از پرسش، تردید، چالش و در عین حال، نگاهی روشن و رو به آینده است.لذت معلمی برای من، همین شریک شدن در این مسیر رشد است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظهی من، با یک دانشآموز ششمی گره خورده؛پسری گوشهگیر که با بیشتر همکلاسیهایش در تنش بود و انگار دیواری بلند میان خودش و بقیه کشیده بود.حدود دو ماه از سال تحصیلی گذشته بود، اما هنوز نتوانسته بودم به دلش راهی پیدا کنم.فقط میدیدم که پشت نگاهش، چیزی شبیه ترس و خشم قایم شده؛ترسی که خودش را به شکل تندی و فاصله نشان میداد.روزی در کلاس، وسط آن همه هیاهوی معمولی، ناگهان صدای شکستن شیشه پیچید.همان دانشآموز بود. شیشه کلاس شکسته بود و نگاه همه به او دوخته شد.چیزی در صورتش بود که انگار منتظر یک طوفان بود؛منتظر داد، تنبیه، سرزنش… همان واکنشی که شاید همیشه دیده بود.با صدایی که میخواست محکم باشد گفت:«من از هیچچیز نمیترسم.»اما لحنش برای من شبیه صدای کسی بود که پیشاپیش برای دفاع از خودش، زره پوشیده باشد.من از کلاس بیرون رفتم.نه برای اینکه عصبانیام،برای اینکه جارو بردارم و برگردم.لحظهای بعد با جارو برگشتم داخل کلاس.نه داد، نه تهدید، نه کلمهای از «چرا اینطور کردی؟».فقط نزدیک شدم، آرام نگاهش کردم و با لحنی ساده و بیسرزنش گفتم:«مراقب باش… شیشهها خیلی خرد شدن.»چند ثانیهای فقط نگاهم کرد؛نگاهی پر از تعجب، انگار منتظر چیزی بود که نمیآمد.بعد، ناگهان چیزی در چهرهاش نرم شد.با صدایی آرامتر از همیشه گفت:«ببخشید… من خودم جمع میکنم.»همان لحظه، برای من فقط جمع کردنِ خردهشیشهها نبود؛انگار داشت کمکم خردهشیشههای تندی و فاصله را هم از بین خودش و من جمع میکرد.از آن روز به بعد، آرامآرام در نگاهش چیزی تغییر کرد؛کمکم من را نه به عنوان کسی که قرار است تنبیهاش کند،بلکه به عنوان کسی که دلسوز و همراه اوست دید.آن روز فهمیدم بعضی از مهمترین درسهای کلاس،نه روی تخته نوشته میشوند،نه در برگهی امتحان؛در همان لحظههای کوتاهی اتفاق میافتندکه تصمیم میگیری به جای فریاد،فقط یک جارو برداری و با مهربانی بگویی: «مراقب باش…»
یک جمله برای معلمی و تنها جمله ای که میشود به آنها بگویم از صمیم قلبم این هستبرای آنچه دوستش دارید، از تلاش دست نکشید. اگر خسته شدید، فقط لحظهای نفس تازه کنید و دوباره راهتان را ادامه دهید.»چون باور دارم آینده، بیشتر از هر چیز، به انسانهایی نیاز دارد که هم بلد باشند بفهمند، و هم بلد باشند احساس کنند.
متوسطه دوره اول نیایش

جناب آقای امیرمحمد نعیمی
دبیـــر دبیر پایه ششم
سابقه ۲۰ سال تدریس، دبستان پسرانه مفید مرزداران
معرفی کوتاه امیرمحمد نعیمی هستم؛ فارغالتحصیل دوره ۲۱ مفید قیطریه و از همان ابتدای فارغالتحصیلی، یعنی سال ۹۵، هم مشغول تدریس شدم؛ در مفید قیطریه و بعدش مفید نیایش و همان مفید قلهک. در واقع از مشاوره سال دهم، یازدهم و دوازدهم و همینطور امور اجرایی و خلاصه تیم معلم راهنمایی و تدریس عربی پایه دهم و یازدهم و سوم دبیرستان سابق و همینطور ریاضی دهم و حسابان یازدهم، ریاضی نهم و هندسه هشتم.خودم هم لیسانس مهندسی عمران و کارشناسی ارشد علوم حدیث از دانشگاه تهران دارم و در کنار فعالیت آموزشی مدرسه و تدریس در مجموعه مفید، مشغول کار عمرانی هم هستم و بعضاً حالا پژوهشهای تحقیقاتی برای رشته ارشد خودم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من آن لحظهای است که یک برقی در چشم دانشآموز میزند؛ موقعی که شما یک مطلبی را میگویید، حالا چه شخصی به عنوان خلاصه کار مشاوره یا تدریس سر کلاس و دانشآموز آن مطلب را میفهمد با عمق وجودش و شما این برق فهمیدن را در نگاهش حس میکنید؛ آن به نظرم یکی از بزرگترین لذتهای معلمی است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان، خب اردوهاست! اردو که با بچهها میرویم، واقعاً هم خیلی خوش میگذرد و هم بهیادماندنی میشود.
یک جمله برای دانشآموزان اگر بخواهم تنها یک جمله برای شاگردان بگویم، دلم میخواهد به آنها بگویم که موقعی که فارغالتحصیل میشوند برگردند به مدرسه؛ دوستها، معلمها و مدرسهشان را رها نکنند. البته که مفیدیها خصلتهای خوبی دارند و خیلی جمعشان جور است که تا مدتها تا سالها حتی با هم در ارتباطاند، اما دلم میخواهد این را بدانند که معلمها و مدرسه شبیه ایستگاه قطار میمانند و دیدنِ رد شدنِ این قطار و افرادی که در قطار هستند خیلی لذتبخش است برای معلمها و خلاصه همکاران توی مدرسه؛ موقعی که دانشآموزها برمیگردند و آن حس دوران دانشآموزیشان را و آیینشان را با معلمهایشان به اشتراک میگذارند و میگویند و میخندند و گپ میزنند. ممنون از شما و ممنون از زحماتتان.

جناب آقای سیدصالح سیدپورمقدم
دبیر مطالعات اجتماعی و نگارش، فلسفهی برای کودکان (فبک)
سابقه ۴ سال تدریس، دبیرستان دوره دوم مفید نیایش
معرفی کوتاه عرض سلام و ادب.سلام، وقت شما بخیر. من سیدصالح سیدپورمقدم هستم. یک سال است که با افتخار در دروس نگارش، تفکر و سبک زندگی، و مطالعات اجتماعی با مجتمع آموزشی مفید همکاری میکنم. شش سال دانشآموز مفید بودهام؛ ابتدا در واحد قلهک و سپس در واحد نیایش تحصیل کردهام. در حال حاضر نیز دانشجوی رشته فلسفه در دانشگاه تهران هستم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من این است که احساس میکنم توانستهام چیزی به دانشآموزان بیاموزم و تغییری، هرچند کوچک، در زندگی آنها ایجاد کنم.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظهام مربوط به زمانی است که دانشآموزان برای من جشن تولد گرفتند. تولد من در ماه اردیبهشت و در اواخر سال تحصیلی است و برگزاری این جشن، تجربه بسیار شیرین و فراموشنشدنیای برایم رقم زد.
یک جمله برای دانشآموزان اگر قرار باشد فقط یک جمله به دانشآموزانم بگویم، این است: “کتاب بخوانید و فکر کنید”؛ زیرا بدون مطالعه و تفکر، انسان به بلوغ فکری نمیرسد، حتی اگر سن بالایی داشته باشد.
جناب آقای امیرعباس آقابابازده
دبیر ادبیـــات
سابقه ۵ سال تدریس، متوسطه دوره یک مفید نیایش
معرفی کوتاه امیرعباس آقابابازده. دانشآموز مفید ونک دورهٔ ۲، دانشآموختهٔ زبان و ادبیات فارسی، دانشآموختهٔ زبانشناسی، از سال ۱۴۰۰ دبیر ادبیات مفید نیایش سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ مدیر آموزش مفید نیایش (دوره اول) و از سال ۱۴۰۳ هم دبیر ادبیات هفتم قیطریه هستم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معملی گفتگو با دوستان نوجوان دربارهٔ مسائل مختلف زبان و ادبیات است که معمولا باعث میشود این دوستان خودشان با نکات قابل توجه زبان و ادبیات فارسی آشنا بشوند.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان لحظههای زیادی را میتوان گفت اما شاید جالب باشد نمونهای از واکنش دانشآموزان به بخشی از مباحث فردوسی را اشاره کنم که دربارهٔ دقیقی شاعر صحبت میکنم. دقیقی پیش از فردوسی مشغول سرایش داستانها بوده است که توسط غلامش کشته میشود. دانشآموزان یک سال خیلی جدی اصرار داشتند که فردوسی غلام دقیقی را استخدام کرده بوده تا او را بکشد و خودش شاهنامه بسراید. این روایتها از جنس روایتهای عامیانه است که در ادبیات بسیار نقل شده است. مشاهدهٔ اولین شکلگیری یکی از این روایتها توسط ذهن خلاق دانشآموزها بسیار جالب و بدیع بود.
یک جمله برای دانشآموزان «کاش شما دوستان خوب من، مرا همیشه دوست خود بدانید.»
جناب آقای مبین مقتدر پرمهر
دبیـــر فارسی و نگارش
سابقه ۵ سال تدریس، دبیرستان دوره یک مفید نیایش
معرفی کوتاه بسم الله الرحمن الرحیممن مبین مقتدر پرمهر هستم. امسال نخستین سالی است که توفیق همکاری با مجتمع آموزشی مفید را دارم. مسیر ورود من به این مجموعه، از تابستان و شرکت در جلسات «الگو» آغاز شد؛ فرایند نوینی که برای جذب مسئولان و دبیران طراحی شده بود و بسیار خوشحالم که از این طریق به جمع خانوادهٔ مفید پیوستم.تحصیلات دوران دبیرستان را در رشتهٔ علوم و معارف اسلامی در دبیرستان امام صادق (ع) به پایان رساندم. مقطع کارشناسی را در رشتهٔ «آموزش زبان و ادبیات فارسی» در دانشگاه فرهنگیان و مقطع کارشناسی ارشد را در گرایش «ادبیات محض» در دانشگاه علامه طباطبایی سپری کردهام.سابقهٔ کاری من تنها به مدرسهٔ مفید محدود نمیشود؛ بهواسطهٔ تحصیل در دانشگاه فرهنگیان، در دبیرستانهای آموزشوپرورش نیز مشغول به خدمت بودهام و هماکنون بهصورت رسمی در دبیرستان نمونهدولتی منطقه ۱۷ تدریس میکنم که حاصل آن حدود ۵ سال سابقهٔ آموزشی است. البته فعالیتهای ادبی من از دوران دبیرستان آغاز شده و در تمام این سالها در جلسات شعر، نقد ادبی و کارگاههای متنپژوهی حضوری فعال داشتهام.در حال حاضر در دبیرستان مفید (واحد نیایش)، دبیر فارسی پایهٔ هشتم و نگارش پایهٔ نهم هستم و امیدوارم در سال آتی، فرصت خدمت در هر دو مقطع متوسطهٔ اول و دوم را در این مجموعه داشته باشم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من، در درک و دریافت عمیق دانشآموزان و مشاهدهٔ حس رضایت آنها از فرایند یادگیری خلاصه میشود.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظات برای من زمانی است که دانشآموزان بهواسطهٔ علاقه به موضوع درس، شیوهٔ تدریس و یا ارتباط انسانی با معلم، تلاش میکنند رابطهای نزدیکتر و صمیمانهتر با فضای کلاس برقرار کنند. این تلاشِ مشتاقانه برای یادگیری، برای من بسیار ستودنی و دوستداشتنی است.
یک جمله برای معلمی دانشآموزان عزیزم! داشتن «سواد علمی» و «مهارت عملی» در هر حوزهای از دانش و در هر بخش از زندگی، از شما انسانی بهتر و رضایتمندتر خواهد ساخت.
جناب آقای علی نوروزی
دبیر ریاضی
سابقه ۳ سال تدریس، دبیرستان دوره اول مفید نیایش
معرفی کوتاه تقریبا ۳ سال از اون روز اتفاقی ای که منجر به ورودم به مفید شد میگذره.
مفید برای من از اون اتفاقات یهویی شد که هیچ وقت فراموشش نمیکنم.
سال اول در خدمت دانش آموزان عزیز مفید یادگار (دوره اول) به عنوان دبیر ریاضی بودم.سال دوم و سوم هم خدمتگذار عزیزانم در مفید نیایش با مسئولیت مدیر آموزش و دبیر ریاضی بودم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه معلمی لذتبخشه ولی تو این چند سال سابقه معلمی هیچ چیزی مثل دیدن رشد (در تمامی ابعاد) و موفقیت بچه ها لذتبخش نبوده برام.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان راستش به یادماندنی ترین لحظه برام تولدی بود که یکی از کلاس های مفید یادگار برام گرفتن. چون به معنی واقعی کلمه غافلگیر شدم و انتظار نداشتم و مصادف با زمانی بود که حال و احوال خوبی نداشتم و این اتفاق واقعا خیلی خوشحال کننده بود برام.
یک جمله برای معلمی ممنونم ازتون که گاهی شما پناه معلماتون میشید.
دبستان دخترانه مفید

سرکار خانم هانیه عالیمقدم
دبیر هنر
سابقه ۴ سال تدریس، دبستان دخترانه مفید
معرفی کوتاه من هانیه عالیمقدم هستم. چهار سال است که مربی هنر دبستان دخترانه هستم و بین رنگها و خطها با بچهها زندگی میکنم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من آن لحظهای است که یک برق خیلی خوب در چشم بچهها اتفاق میافتد؛ از کشفی که کردهاند، از خلقی که انجام دادهاند، از جایی که با خودشان خیلی حال میکنند و فکر میکنند یک دستاورد خیلی بزرگ به دست آوردهاند. همیشه آن لحظهها برای من خیلی جذاب است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظهای که من در سالهای معلمیام تجربه کردم حدود چهارم آبان سال ۱۴۰۴ بود؛ زمانی که من برای آخرین بار در مدرسه یکی از شاگردانمان را داشتم و یک روز را با او گذراندم. ساعتهای سختی بود، اما آن آخرین ساعتهایی بود که در مدرسه با هم داشتیم. او با حال بدی آمده بود، اما من خیلی خوشحالم که آن روز را با هم تجربه کردیم. خیلی با هم حرف زدیم. بعد از آن روز، وقتی به خانه رفته بود، به مامانش گفته بود که «من امروز با معلم هنرم خیلی ارتباط گرفتم و از همیشه به او نزدیکتر شدم.» آن روز همیشه در ذهن من ثبت شد و یکی از بهیادماندنیترین و در عین حال غمانگیزترین روزهای کاری من بود.
یک جمله برای دانشآموزان دنیای رنگیرنگی از آنِ شماست؛ صفحه زندگیتان را به بهترین شکل رنگآمیزی کنید.

سرکار خانم زینبسادات رضازاده
دبیر پایه دوم ابتدایی
سابقه ۸ سال تدریس، دبستان دخترانه مفید
معرفی کوتاه من زینبسادات رضازاده هستم و امسال، هشتمین سالی است که در مجموعه مدارس مفید فعالیت میکنم. در مقطع کارشناسی، در رشته فیزیک تحصیل کردم و پس از آن، مقطع کارشناسی ارشد را در رشته مشاوره به پایان رساندم. در ابتدای مسیر حرفهای، با مدرک لیسانس فیزیک، کارم را در مقطع دبیرستان آغاز کردم؛ اما در آن دوره احساس کردم به دلیل شرایط سنی دانشآموزان، ارتباطی که مد نظرم بود، بهطور کامل شکل نمیگیرد. به همین دلیل، تصمیم گرفتم در رشتهای تحصیل کنم که شناخت عمیقتری از دنیای کودکان به من بدهد و رشته مشاوره را انتخاب کردم.
پس از آن، دوباره وارد فضای مدرسه شدم و این بار مقطع دبستان را انتخاب کردم؛ چرا که در دوران دانشگاه، تجربهٔ کار با دانشآموزان دبستانی را داشتم و متوجه شدم برقراری ارتباط با این گروه سنی برایم بسیار جذابتر از نوجوانان است. از بدو ورود به دبستان، همواره آموزگار پایه دوم بودهام. در این سالها، تجربهٔ راهبری پایه را نیز داشتهام و امسال هم به همراه همکارم، مسئولیت این پایه را بر عهده دارم. همچنین، به دلیل علاقهٔ وافرم به کتاب، همواره پیگیر جدیدترین آثار حوزه ادبیات کودک هستم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من، در روند شکلگیری یک رابطه عمیق نهفته است. در ابتدای سال تحصیلی، نه من دانشآموزان را میشناسم و نه آنها شناختی از من دارند؛ اما به مرور زمان با هم رفیق میشویم و این شناخت به قدری دقیق میشود که وقتی وارد کلاس میشوم، از حالات چهرهشان متوجه ناراحتی آنها میشوم. در زنگهای تفریح، آنها را کنار میکشم تا در مورد اتفاقات و مشکلاتشان صحبت کنیم.
اینکه دانشآموزان، معلم خود را دوست داشته باشند و من هم متقابلاً به آنها عشق بورزم و در مسیر حل چالشهایشان، چه مباحث درسی باشد و چه مسائل مربوط به دوستیابی و روابط اجتماعی، در کنارشان باشم، برای من بزرگترین لذت در حرفه معلمی است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان یکی از بهیادماندنیترین خاطرات من مربوط به دانشآموزی به نام «نغمه» است که به دلیل نوعی اختلال گفتاری، در بیان برخی حروف و کلمات با دشواری مواجه بود و همین موضوع باعث اضطراب و کاهش اعتمادبهنفس او در کلاس میشد. مادرش نگران بود که او به دلیل این لکنت، نتواند در فعالیتهای جمعی شرکت کند و منزوی شود.
من تصمیم گرفتم نغمه را به عنوان «دستیار معلم» انتخاب کنم. به او گفتم: «تو تواناییهای زیادی داری و میخواهم در اداره کلاس و خواندن کتابها به من کمک کنی.» با این راهکار و حمایتهای مداوم، نغمه بهتدریج بر ترس خود غلبه کرد. لحظهای که او با شجاعت در برابر همکلاسیهایش ایستاد و با وجود دشواری در تکلم، با اطمینان شروع به صحبت و مشارکت کرد، لبخند پیروزمندانهای بر لبانش نشست؛ آن لحظه که اعتمادبهنفس در چشمانش موج میزد، برای من هرگز فراموششدنی نیست.
یک جمله برای دانشآموزان شاید دانشآموزان تصور کنند که همیشه این آنها هستند که از ما معلمان چیزی میآموزند؛ اما حقیقت این است که ما هم هر روز، در هر کلاس، درسهای بزرگی از آنها یاد میگیریم. تفاوت در اینجاست که آموختههای آنها در قالب کتابهای فارسی، ریاضی و علوم میگنجد، اما درسهایی که ما از آنها میآموزیم، نوشتنی نیستند؛ اینها مفاهیمی هستند که مستقیماً در ذهن و قلب ما جای میگیرند. میخواهم به آنها بگویم که ما معلمان نیز به اندازه آنها، مدیون آموختههایی هستیم که از حضورشان دریافت میکنیم.
سرکار خانم هدا نازی
دبیـــر پایه اول
سابقه ۱۰ سال تدریس، دبستان خترانه مفید
من هدا نازی، مربی پلاک اول هستم.
به جرأت میتوانم بگویم ده سال از زیباترین و شاید ماندگارترین لحظات زندگی حرفهایم در دبستان رقم خورده است. زندگی در کنار کودکان، گذشته از شیرینیهایش، دغدغههایی هم به همراه دارد. اینکه با ایجاد فضایی امن و صمیمی به کودکانمان بیاموزیم جهان، مکان خوبی برای زیستن، دوست داشتن و دوست داشته شدن است. فراهمسازی فرصتهایی برای مشارکت و همیاری، به جای تلاشهای رقابتجویانه و پرتنش، به آنها کمک میکند احساس تعلق به گروه و همچنین احساس ارزشمندی را تجربه کنند.
پلاک اول، بهترین میدان تمرین صبر، حوصله و خلاقیت است؛ کلاسی پر از بازی، حرکت، آواز و خنده. گاهی حتی بدون میز و صندلی. جایی که بچهها آزادانه میچرخند، میخندند و یاد میگیرند. تماشای تفاوتهایشان در مشارکت و کار گروهی، هر بار برایم درسی تازه دارد.
با مهر، داستان رابطهی ما آغاز میشود. دور هم مینشینیم؛ میخوانیم، حرف میزنیم و قصه میگوییم. گاهی قصههایمان آنقدر زیاد میشود که انگار از هزار و یک شب هم گذشتهایم. در آبان، نوبت بریدن و چسباندن میرسد؛ دیوار کلماتمان آرامآرام قد میکشد، آنقدر که از قد ما هم بلندتر میشود. اما در آذر، همان دیوار بلند، نردبانی میشود برای رساندن دستهایمان به سوی خواندن و نوشتن آرزوهایمان.
روایت ما در دیماه به اوج میرسد؛ و من عاشق دیماهم. همان زمانی که دخترکانم میتوانند داستانهای کوتاه بخوانند و با خیالپردازی، جملههای سادهی خودشان را بنویسند. با داستانهای شگفتانگیزشان، یکدیگر را مهمان میکنند و من میبینم که همهی آن بازیها و فعالیتها، حالا به بار نشستهاند. کلاس دیماه برایم شبیه عروسک رقصندهی کوچکی است که کوکش میکنم و با لذت مینشینم و چرخیدنِ دلنشینش را تماشا میکنم.
اسفند که میرسد، هم من خستهام و هم آنها. درست وقتی فکر میکردیم چند هفتهای دیگر کنار هم در کلاس خواهیم بود، شرایط ناگهان تغییر کرد و کلاسهایمان از آن اتاق پر از خنده و دویدن، به صفحههای کوچک و قابهای مربعی رفت. اولش فکر میکردم شاید از گرمای آن حلقههای صمیمی چیزی کم شود.
اما خیلی زود فهمیدم صفحههای کوچک هم میتوانند پنجرههایی تازه به دنیای دخترکانم باشند. از پشت همان قابها خندهها بلند میشد، دستها برای پاسخ بالا میرفت و گاهی هم صدای شیطنتها از میکروفنها فرار میکرد. آنوقت بود که فهمیدم کلاس ما فقط شکلش عوض شده است، نه دلِ رابطهمان. حتی اگر میان ما فاصلهای از جنس اینترنت باشد، رشتهی یادگرفتن و دوست داشتن هنوز همانقدر محکم است و کلاسها همچنان برخط ادامه دارد.
من بهارِ معلمیام را دوست دارم؛ همان زمانی که ردِ قدمهایمان روی روح یکدیگر جا مانده است.
دخترکانم،قصهی یاد گرفتن تازه آغاز راه است. کلمهها را دوست بدارید؛ با آنها بخوانید، بنویسید، خیال ببافید و دنیاهای تازه بسازید. از اشتباه کردن نترسید؛ هر اشتباه پلی است به دانستن و هر گام کوچک، راهی تازه به سوی یاد گرفتن.
در کنار خواندن و نوشتن، یاد بگیرید دلهای یکدیگر را هم بخوانید. به هم توجه کنید، دستهای یکدیگر را رها نکنید و در شادی و سختی کنار هم بمانید. همدلی را تمرین کنید؛ دنیا با دلهای مهربان جای روشنتری میشود.
مسئولیت کارهایتان را بپذیرید و برای رؤیاهایتان تلاش کنید. یادتان باشد زمین خانهی ماست؛ با درختان، پرندهها، آب و خاک مهربان باشید و از طبیعت همانگونه مراقبت کنید که از دلهای یکدیگر.
و همیشه به خاطر داشته باشید: هر کدام از شما داستانی یگانهاید؛ داستانی که با صبر، تلاش، مهربانی و امید، هر روز زیباتر نوشته میشود.
سرکار خانم حدیث گلاب
معلم تفکر در قرآن
سابقه ۱۲ سال تدریس، دبستان دخترانه مفید
معرفی کوتاه متولد ۱۳۵۹ هستم، یک دختر ۱۸ ساله و یک پسر ۸ ساله دارم و در دانشگاه تهران رشته مهندسی کامپیوتر (سختافزار) را خواندهام.حدود چهار سال در دبیرستان دخترانه وزارت امور خارجه بهعنوان مسئول سایت و مربی کامپیوتر فعالیت داشتم.حدود ۱۲ سال است که در دبستان دخترانه مفید، بهعنوان عضو تیم «تفکر در قرآن» فعالیت میکنم. ورودم به مجموعه مفید از طریق حضور دخترم و با لطف خانم نکوفر و حمایت خانم بهشتی شکل گرفت و از همان زمان وارد دنیای شیرین پلاک تفکر شدم.یکی دو سال مسئولیت پایه سوم را بر عهده داشتم و از سال ۱۳۹۹ همزمان با دوران کرونا، مسئول پایه ششم هستم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ برای من، بزرگترین لذت معلمیام این است که صبح به صبح میتوانم وقتی میخواهم بیایم توی مدرسه، همهی فکرم، دغدغهام توی دنیای آدمبزرگها را پشت دیوارهای رنگینکمانیِ مدرسه بگذارم و به خدا بسپارمش، و با یک سبکبالی، یک قلب گشوده وارد مدرسه شوم.منتظر شوم اولین سلام بچههایی که پشت شیشه وایستادهاند تا سلام اول را بدهند، به آنها سلام بدهم؛ منتظرم به یکی از دور چشمک بزنم، یک عالمشان را از دور بغل کنم، برای یکی قول بدهم، دست تکان بدهم، و بروم بازی کنم با آنها؛ یک توپ بزنیم و والیبال بازی کنم.همهی لذتم این است که به من اجازه میدهند وارد دنیای پاک و معصوم کودکیِ بچههای دبستانی بشوم؛ که بیهیچ آلایشی، بدون هیچ تکلفی، خوابآلودگیشان، ولولهشان، نشاطشان، برقِ چشمشان را صبح به صبح به آدم هدیه میدهند. و این، بزرگترین کیف دنیایی است که از این دنیاست برای من؛ که میتوانم وارد این دنیا بشوم.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظهها برای من توی «پلاک تفکر» آن لحظههایی بوده که بعد از صبر کردنِ چندین سال، حتی یکدفعه میبینم یک دختری که در سکوت بوده، دختری که همیشه خجالت کشیده قرآن بخواند، حرف بزند، اظهار نظر کند و برای دوستهایش آن چیزی را که میخواهد از خودش بگوید، بروز بدهد؛ یکدفعه از خودش بگوید. میبینم مثلاً توی کلاس ششم، حتی در جشن فارغالتحصیلی، یعنی آن تهِ تهِ ته بودن در دبستان، میتواند سربلند، همهی یادگیریها و همهی داشتههایش را یکدفعه نشان بدهد. و دیدن این، از آن گوشهکنارها، خیلی کیف دارد برای من.و بهترین لحظههای ما لحظههایی است که بچههایمان میتوانند همهی چیزهایی را که ما فکر کردیم دوست داشتیم به آنها یاد بدهیم، بردنِ دنیای خودشان برای خودشان کنند و به زبان خودشان از آن استفاده کنند؛ و آدم کیف میکند که میبیند اینها قرار است بعداً بروند توی زندگیهایشان به کارشان بیاید و لحظهلحظهها با آن زندگی بکنند.
یک جمله برای معلمی اگر بخواهم به بچهها یک چیزی از خودم بگویم که یادگار بماند، این است که در هر لحظه، دارید انتخاب میکنید، آن انتخاب باید بهترینِ بهترینِ بهترینِ شما باشد. و بهترینِ شما آنی است که شما را به خدا نزدیکتر میکند. پس تلاش کن و بهترین انتخابت را بکن.
متوسطه دوره اول قیطریه

جناب آقای مقداد سلطانی
دبیر پیامهای آسمانی
سابقه ۲۸ سال تدریس، دبیرستان دوره اول قیطریه
معرفی کوتاه مقداد سلطانی، متولد ۱۳۵۵،
دانشآموختهی دورهی ۱۴ دبیرستان مفید یادگار در سال ۱۳۷۳، 
دارای کارشناسی فیزیوتراپی و کارشناسیارشد و دکتری روانشناسی تربیتی.
۲۸ سال سابقهی کار در مدرسه را دارم که اینگونه گذشته است:
تدریس زیستشناسی در پایههای مختلف از هفتم تا پیشدانشگاهی (حدود ۲۵ سال در مفید و جاهای دیگر)،
پیامهای آسمانی یا همان دینی خودمان که الان اسمش شده «از من تا خدا» (حدود ۱۸ سال در مفید و سیدالشهدا)،
تفکر و سبک زندگی (حدود ۱۰ سال در مفید)، معلم راهنمایی (۱۳ سال در مفید)
، معاون پرورشی در مفید و سیدالشهدا (۲ سال) و مدیر مدرسهی مفید (۱۰ سال). فکر کنم جمعش از ۲۸ زد بالا!
زمانی کتاب نوشتم، ولی فهمیدم علاقهی اصلیام گفتوگو است، نه نوشتن.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ یه زمانی از پزشکی آمدم سراغ فیزیوتراپی و دیدم بزرگترین لذت فیزیوتراپی در دیدنِ ذرهذره خوب شدن و بهبودی بیمار است؛ ولی زمانی که از فیزیوتراپی به معلمی کوچ کردم، دیدم بزرگترین لذت معلمی در دیدنِ قدمبهقدمِ رشد و بالندگی و بزرگ شدن نوجوانهاست که قد میکشند و از ما خیلی بزرگتر میشوند؛ هم ظاهری و هم در دانش و بینش و شخصیت.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان لحظهای که شاگرد سالهای دورم را بعد از ۱۵ سال دیدم و ساعتها با هم گپ زدیم و از موفقیتهایش لذت بردم.
لحظهای که شاگردی بعد از چند سال دوری از همدیگر، اول از همه کارت دانشجوییاش را به من نشان داد و کلی با هم به عکس روی کارت خندیدیم و خاطره گفتیم.
لحظهای که شاگردی بعد از سالها دوری برای دیدنم آمد و شادیِ رسیدن به موفقیتهای علمی بینالمللیاش را با من تقسیم کرد و گفت: «شروعِ حرکت من از لحظهای بود که شما در کلاس، با شوقی درونی از زیباییهای علم ژنتیک گفتید.»
لحظهای که ناگهان در میانهی جشن پایان مقطع، شاگردم شروع به خواندن متنی در مورد من کرد و همگان سر به سمت من چرخاندند و چشمهایشان پُر از محبت و احترام بود و از غافلگیر کردنِ من -که خودم را در آن استاد میدانستم- شادمان بودند.
طولانی شد؛ از این دست لحظات در طول این ۲۸ سال بسیار است که از حوصلهی این فضا قطعاً خارج است. امید که شاید زمانی نوشتم.
یک جمله برای دانشآموزان «یک قدم بر خویشتن نِه وآن دگر بر کوی دوست»
ممنون که آسمان زندگیام را چون ستارههایی که با لبخند چشمک میزنند، نورانی کردید. به امید طلوع خورشید که دلم لبریزِ امید است.
… میآید.

جناب آقای سعید ارژنگی
دبیر مطالعات اجتماعی
سابقه ۱۸ سال تدریس، متوسطه دوره یک مفید قیطریه
معرفی کوتاه سعید ارژنگی هستم و افتخار دارم در مدرسه مفید قیطریه به عنوان راهبر اجرایی پایه هفتم و دبیر مطالعات اجتماعی هفتم و هشتم فعالیت کنم.
حدود ۱۴ سال است که در کنار خانوادهی بزرگ مفید هستم.
۴ سال علامه حلی به عنوان کمک معلم بودم. از سال ۹۱ هم در مفید معلم شدم که همزمان:
۶ سال دبیرستان دوره اول ادب
۱ سال دبیرستان دوره اول روزبه
۱ سال دبیرستان دوره اول سلام
۱ سال دبیرستان دوره اول حنیف
۲ دوره به عنوان دبیر جشنواره کارسوق برای دبیرستان دوره اول هشترودی و انرژی اتمی برگزار کردم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من این است که ببینم دانشآموز در مسیر یادگیری جرئتِ فکر کردن، تلاش کردن و شکوفا شدن را پیدا میکند. وقتی یکی از بچهها از «نمیدانم» میرسد به «میتوانم»، آن لحظه برای من واقعاً ارزشمند است، هم برای خودشان و هم برای من.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظه برای من مربوط به یکی از اردوهای دانشآموزی بود که بهعنوان معلم همراهیشان میکردم. اردویی دو روزه برای طبیعتگردی، شبمانی و کمپزدن در دل طبیعت؛ در جنگلهای هیرکانی منطقهی لفور. مسیر پیمایش در جنگل طولانی و همراه با کولهکشی سنگین بود تا به کلبهی جنگلی مورد نظرمان برسیم. از آنجایی که تعدادمان بیشتر از ظرفیت کلبه بود، ناچار شدیم گروه را تقسیم کنیم؛ بخشی از بچهها در چادر کمپ کردند و گروهی دیگر همراه چند نفر از معلمها، هر شب با حدود یک ساعت پیمایش به سمت ارتفاعات میرفتند تا به کلبهی دیگری برسند و فضای خواب برای همه فراهم شود. تقریباً دو روز کامل در دل این جنگلهای هیرکانی زندگی کردیم و این جابهجایی شبانه، هر شب تکرار میشد. با وجود سختی مسیر، خستگی و شرایط دشوار اردو، چیزی که لحظهبهلحظه برای من ماندگار شد، ازخودگذشتگی بچهها و حمایتی بود که از یکدیگر میکردند. شبها بیدار میماندند، مراقب هم بودند و با همدلی، سختیها را آسانتر میکردند. هرچند اردو دشوار بود، اما همین روحیهی همراهی و حمایت بچهها از یکدیگر، آن را به یکی از ماندگارترین خاطرات من تبدیل کرد.
یک جمله برای دانشآموزان «با خودتان مهربان باشید و هر روز یک قدم کوچک رو به جلو بردارید؛ رشد با تلاش شما اتفاق میافتد.»
متوسطه دوره اول دخترانه

سرکار خانم زهرا وکیل
دبیر مطالعات اجتماعی
سابقه ۷ سال تدریس، دبیرستان دوره اول مفید دخترانه
معرفی کوتاه زهرا وکیل هستم. من جامعهشناسی خواندهم و ۱۰ سال سابقهی تدریس دارم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ به نظر من، بزرگترین لذت معلمی، تأثیرگذار بودنِ معلم است؛ اینکه یک معلم حتی یک تأثیر کوچک هم روی دانشآموز بگذارد و باعث شود آن دانشآموز بتواند به پیشرفت برسد و آیندهای درخشان داشته باشد، بزرگترین لذت برای یک معلم میتواند باشد.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان بهیادماندنیترین لحظهی من با دانشآموزان این بوده که، خب، وقتی بزرگ میشوند و میبینی که شما را از یاد نبردهاند، با یک پیام کوتاه یا یک احوالپرسی ساده؛ خیلی لذتبخش است اینکه میبینی آن دانشآموز هنوز شما را به خاطر دارد و از شما بهعنوان یک انسانی که در زندگیاش تأثیرگذار بودهاید یاد میکند. لحظهی خیلی خوبی برای بنده است.
یک جمله برای دانشآموزان اگر بخواهم یک جمله به دانشآموزان بگویم، این است که از تکتک لحظاتشان بهترین بهره را ببرند تا بتوانند در پیشرفت کشورشان گامی برداشته باشند.

سرکار خانم فروغ شیخ
دبیر فیزیک و شیمی
سابقه ۹ سال تدریس، متوسطه دوره یک مفید دخترانه
معرفی کوتاه امسال نهمین سالی میشود که به طور کلی در حوزه تدریس، به صورت رسمی در مدرسه فعالیت دارم. به دلیل علاقهای که داشتم، از همان سالهای دانشجویی که کارشناسی فیزیک میخواندم در دانشگاه خواجه نصیر، تدریس را شروع کرده بودم و جستهگریخته کارهایی میکردم؛ اما از نه سال قبل بهصورت جدی شروع کردم و وارد فضای مدرسه شدم.کارم را با متوسطه دوم شروع کردم و بعد از آن وارد دوره یک شدم. الان چند سالی است که به صورت ثابت در دوره یک مشغول به تدریس هستم.از مهرماه ۱۴۰۱ وارد مدارس مفید شدم و از همان سال هم در درس فیزیک و شیمی نهمِ مدرسه دخترانه مشغول به تدریس و خدمت هستم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ در رابطه با سؤال اولتان و لذت معلمی، من بارها با بچههای نهم درباره این موضوع صحبت کردهام. آنها بهخاطر بحث هدایت تحصیلی، درگیر انتخاب رشته و آینده هستند و گاهی میگویند: «خانم، معلمی شغل خوبی نیست؛ تکراری است و هر سال همان درسها را باید گفت.» اما من همیشه به آنها میگویم بزرگترین لذت معلمی دقیقاً در این است که معلم هیچوقت ثابت نمیماند.معلم کنار رودخانهای نیست که فقط نگاه کند؛ بلکه خودش همراه جریان حرکت میکند.در ظاهر، معلم چیزی به دانشآموز میدهد، اما حقیقت این است که دانشآموزان هم هر روز چیزهای زیادی به معلم میآموزند. همین تجربه برای من بسیار زیبا، ارزشمند و شکوهمند است. هر سال با گروه جدیدی از دانشآموزان همراه میشوم. بهعنوان مثال، امسال ۲۱۴ دانشآموز داشتم؛ یعنی ۲۱۴ انسان متفاوت که نیاز به نگاه فردی و در عین حال گروهی دارند.این تنوع باعث رشد مداوم میشود؛ رشدی در صبر، رفتار, تعامل و تابآوری.دیدن آدمهای مختلف، حرکت کنارشان و رشد با آنها، از نظر من بالاترین لذت این شغل است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان در مورد سؤال دومتان، خاطرات خوب واقعاً هر سال وجود دارند و هر سال به شکلی تکرار میشوند.اما اگر بخواهم جدیدترینشان را بگویم؛ خاطرهای است که مطمئناً تا سالهای سال در ذهنم میماند: دغدغهی بچهها برای پرسیدن حال معلمشان در ایام جنگ.این رفتار برایم بسیار دوستداشتنی و ارزشمند بود؛ اینکه بچهها پیگیر بودند، مثلاً اگر میدانستند شما در نقطهای از شهر زندگی میکنید که اخبار از خطر بیشتر آن منطقه خبر میدهد، پیام میدادند و احوالپرسی میکردند. این توجه و محبتشان برای من بسیار باارزش بود.اما اگر کمی به گذشته برگردم، یکی از زیباترین صحنههایی که مطمئنم همیشه در خاطرم خواهد ماند مربوط به دو سال قبل است؛ زمانی که برای به دنیا آوردن فرزند دومم، تقریباً از هفتهی آخر اسفند سر کلاس نرفتم و آن ایام همزمان شد با تعطیلات عید نوروز. بعد از عید، وقتی دوباره بازگشتم و وارد کلاس شدم، استقبال بچهها، احوالپرسیها و ابراز محبتهایشان واقعاً فراموشنشدنی بود.آن لحظهها که بچهها اصلاً دل نمیدادند به درس و مدام سؤال میپرسیدند و ابراز محبت میکردند، یکی از روزهای بسیار خوب دوران کاری من بود.قطعاً آن کلاس و آن نسل از دانشآموزان همیشه در خاطرم خواهند ماند.
یک جمله برای دانشآموزان و به عنوان آخرین جملهای که بخواهم به بچههایم بگویم که البته همیشه به شکلهای مختلفی هم به آنها گفتهام، میگویم: بچهها، شما همگی از ایران هستید. هر آنچه تا امروز به دست آوردهاید، از ایران به دست آوردهاید. پس از این هم اگر دانش، آگاهی، رشد و بالندگی به دست میآورید، مدیون ایران هستید.بنابراین هر آنچه به دست میآورید را در راه رشد، توسعه و پیشرفت ایران به کار بگیرید و خودتان را وقف آبادانی این مملکت کنید.
متوسطه دوره دوم یادگار

جناب آقای محمدحسن بابایی
دبیر تاریخ
سابقه ۳۷ سال تدریس در مدارس مختلف و متوسطه دوره دو مفید یادگار و قیطریه
معرفی کوتاه بسمالله الرحمن الرحیم. عرض سلام.
بنده محمدحسن بابایی، متولد ۱۳۴۳ هستم و از سال ۱۳۶۷ به تدریس تاریخ و علوم اجتماعی مشغولم. در دانشگاههایی مانند علوم پزشکی شهید بهشتی، علوم پزشکی ایران، علم و صنعت، خواجه نصیر، امام حسین و دانشگاه آزاد سابقه تدریس داشتهام و در دبیرستانهایی همچون نمونه امام صادق، روزبه و سلام نیز تدریس کردهام.
حدود ۱۳ سال است که در مجموعه مفید حضور دارم؛ از سال ۱۳۹۲ در دبیرستان مفید یادگار و چند سالی نیز در مفید قیطریه مشغول تدریس بودهام. علاوه بر تدریس، در برنامههایی مانند هفته شهدا، اردوهای جهادی و اردوهای تاریخی نیز همراه دانشآموزان حضور داشتهام و در شهرهایی چون اصفهان، شیراز، کاشان و قزوین بهعنوان راهنمای تاریخی دانشآموزان فعالیت کردهام.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ اگر از هر معلمی در هر کجای جهان بپرسید بزرگترین لذت معلمی چیست، پاسخ تقریباً یکی است: احساس مفید بودن.
به نظر من معلم در واقع خود را در اندیشه و وجود دانشآموزان میکارد. لذت بزرگی است که احساس کنید اندیشه شما در ذهن شاگردانتان ادامه پیدا میکند و به نوعی در نسلهای بعد تکثیر میشود؛ نه فقط در یک شهر، بلکه در سراسر کشور و حتی جهان.
معلمی اگر با عشق همراه نباشد، دوام نمیآورد. ممکن است کسی چند سالی آن را تجربه کند، اما اگر روح معلمی در او نباشد، این کار برایش دشوار میشود. برای یک معلم واقعی، کلاس درس از شیرینترین ساعتهای زندگی است؛ آنقدر که گاهی گذر زمان در کلاس احساس نمیشود.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان در تدریس تاریخ، دو لحظه برای معلم بسیار شیرین است.
نخست زمانی که دانشآموزان کمکم قدرت تحلیل پیدا میکنند و تلاش میکنند حوادث تاریخی و اجتماعی را بفهمند و درباره علتها و چرایی آنها فکر کنند؛ حتی اگر تحلیلشان کامل نباشد، همین تلاش برای فهمیدن بسیار ارزشمند است.
دوم، وقتی دانشآموزان تاریخ را در صحنه واقعی تجربه میکنند. برای مثال وقتی درباره امیرکبیر صحبت میکنیم و بعد دانشآموزان باغ فین و حمام فین را از نزدیک میبینند، آن درس در ذهنشان ماندگار میشود. سالها بعد که فارغالتحصیلان را میبینیم، از همان سفرها و بازدیدها یاد میکنند؛ از شیراز و تخت جمشید، از مسجد جامع اصفهان یا شهر قزوین. این تجربهها باعث میشود تاریخ در وجود دانشآموزان نهادینه شود.
یک جمله برای دانشآموزان آموزش و پرورش در ایران تا حد زیادی بر رابطه عاطفی میان معلم و دانشآموز استوار است. دانشآموز معمولاً درس معلمی را که دوست دارد و به او اعتماد دارد، بهتر میخواند. به همین دلیل شکلگیری این رابطه صمیمانه در کلاس بسیار مهم است. ما باید دانشآموزانمان را دوست داشته باشیم، و این دوست داشتن نباید تصنعی باشد. دانشآموز باید باور کند که ما او را دوست داریم. آنوقت این تدریس، این کلاس، باقی خواهد ماند، عمیق خواهد شد و ماندگار.
اگر بخواهم تنها یک جمله به شاگردانم بگویم، آن جمله این است:
«دوستتان دارم.»
واقعاً شاگردانم را دوست دارم و در دعاها و نمازهایم همیشه برای سلامت و موفقیت آنها دعا میکنم.

جناب آقای مسعود صدیق
دبیر مهارتهای ارتباطی
سابقه ۱۱ سال تدریس، دبیرستان دوره دوم مفید یادگار
معرفی کوتاه عرض سلام و ادب.بنده مسعود صدیق، متولد ۱۳۵۷ هستم و حدود هفت سال است که در مدارس مفید به افتخار تدریس مشغولم؛ از جمله در واحد یادگار امام و مدرسه مفید زنجان.۴ سال هم در مدرسه دخترانه فروتن کلاسهای چهارم تا ششم تدریس داشتم و اکنون توفیق همراهی با دانشآموزان پایههای ۱۰، ۱۱ و ۱۲ را دارم و درس مهارتهای ارتباطی را تدریس میکنم؛ درسی که اگرچه جزو دروس اصلی برنامهٔ آموزشی نیست، اما از مهمترین مهارتهایی است که هر نوجوان برای زندگی فردی، اجتماعی و حرفهای خود به آن نیاز دارد.
فلسفهٔ اصلی من در تدریس این درس بر دو اصل استوار است: شنوندهٔ فعال بودن؛ به باور من ریشهٔ اکثر سوءتفاهمها در زندگی، نشنیدنِ واقعیِ دیگری است. مهارت گوشدادن مؤثر مهمترین ستون روابط انسانی سالم است. پذیرفتن مسئولیت و عذرخواهی اصولی؛ همیشه بر این تأکید دارم که دانشآموز یاد بگیرد اشتباه خود را بپذیرد، بهدرستی عذرخواهی کند و مسئولیت رفتارش را بر عهده بگیرد. این توانایی، رمز موفقیت در زندگی شخصی و محیط کار است.
اگرچه خود را بیش از آنکه معلم بدانم، یک یادگیرنده میدانم، اما بودن در فضای آموزش برای من لذت بزرگی است؛ چون هر روز فرصتی دوباره برای کشف، گفتوگو و رشد فراهم میکند.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت من در معلمی، آن لحظهای است که دانشآموزان با پرسشها و چالشهای فکریشان مرا به اندیشیدن وامیدارند. وقتی گفتوگوی کلاس از یکسویهبودن خارج میشود و به تبادل اندیشه تبدیل میگردد، احساس میکنم معنای واقعی تدریس در حال رخ دادن است. این لحظهها برای من نقطهٔ تلاقی «تعلیم» و «تعلم» است؛ جایی که همهٔ ما با هم رشد میکنیم.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان در یکی از جلسات درس مهارتهای ارتباطی، برای تجربهای واقعیتر از گفتوگو، استدلال و قضاوت منصفانه، یک دادگاه فرضی طراحی کردیم که الهامگرفته از فیلم «۱۲ مرد خشمگین» بود. دانشآموزی در نقش متهم به تقلب، دو نفر در جایگاه شاهد، یک نفر در مقام دادستان و گروهی در هیئت منصفه ایفای نقش کردند. اما آنچه رخ داد صرفاً یک فعالیت کلاسی نبود؛ بلکه تمرینی عمیق برای گوشدادن فعال، دفاع از نظر، مسئولیتپذیری، احترام به دیدگاهها و قضاوت منصفانه بود. تجربهای که برای من و دانشآموزان به یکی از خاطرات ماندگار تبدیل شد.
یک جمله برای دانشآموزان «شما آیندهای را خواهید دید که من در آن نیستم؛ از طرف من به آینده سلام برسانید.» این جمله یادآور مسئولیتی است که نسل امروز در ساختن آیندهٔ فردا بر دوش دارد و ما معلمان تنها همسفرانی کوتاه در این مسیر هستیم.
متوسطه دوره اول یادگار

جناب آقای حسن محمدعلی
دبیر زیست، علوم و ادبیات
سابقه ۱۱ سال تدریس، متوسطه دوره یک مفید یادگار
معرفی کوتاه سلام و درودحسن محمدعلی فارغالتحصیل دوره ۳۳ مفید یادگار امامامسال ۱۱ امین سالی هست که در مدرسه مشغولماین سالها به عنوان دستیار معلم ادبیات، دستیار معاون آموزشی، دستیار مسئول پایه، معاون راهبر آموزشی، معلم زیست، معلم علوم و مسئول پایه در مدرسه مشغول بودهام.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی، برای وقتی هست که همکلاسیهای قدیمیمان، فارغالتحصیل و در مدرسه به عنوان همکار در مدرسه مشغول بکار میشوند.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان لحظات، خاطرات و تجربیاتی که در اردوهای بیرون شهری با دانشآموزان سپری میکنیم، جزو به یادماندنیترین خاطراتی هستند که بعدتر با خود دانشآموزان هم مرور میشود.
یک جمله برای دانشآموزان جملهی امیرمومنان که میفرمایند فرصتها مثل ابرمیگذرند، فرصتهای نیک را غنیمت شمریم، انشالله.
متوسطه دوره دوم دخترانه

سرکار خانم نفیسه لیاقی مطلق
دبیـــر علوم و فنون، نگارش و قندپهلو
سابقه ۱۷ سال تدریس، دبیرستان دوره دوم مفید دخترانه
معرفی کوتاه دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی هستم از دانشگاه علامه طباطبایی. از همان دوران دانشجویی، در سال هشتاد و هشت، تدریس را شروع کردم؛ ابتدا در همان دانشگاه علامه طباطبایی، و بعد از چهار سال وارد مدارس هم شدم و تاکنون همچنان در این شغل بسیار دوستداشتنی باقی ماندهام.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای من، لذت رشد است. وقتی که معلم هستی، پویایی، و این خیلی لذتبخش است. در طول هفته مدام کتابهای مختلفی از کتابخانه میآورم، نگاه میکنم و وقتی آخر هفته اینها را جابهجا میکنم، میبینم چقدر زیاد بودهاند و این برای من خیلی حس خوشایندی دارد.نیما یوشیج میگوید: «من بر آن عاشقم که رونده است» و من واقعاً این روندگی و پویایی را در معلمی خیلی دوست دارم. اینکه این شغل را انتخاب کردهام، یکی از دلایلش همین است؛ اینکه مدام باید در تلاش باشم، یادگیرنده مادامالعمر باشم و این خیلی برایم لذتبخش است.بخش دیگری از لذت معلمی این است که احساس میکنم در وجود بچهها تکثیر میشوم. اینکه چیزهایی از من در این جهان باقی میماند، در زیست بچههایم، در مدل نگاه کردنشان، در فکر کردنشان، در گفتوگویشان و در نوشتنشان، برایم واقعاً دلنشین است. فکر میکنم اینکه تو در وجود کس دیگری جوانه بزنی و امتداد پیدا کنی، خیلی لذتبخش است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان ما با بچهها درسی داریم به اسم «قند پهلو». قند پهلو یک فرصت و فراغت شیرین است کنار بقیه درسهای رسمی که ادبیات را به شکل ذوقی بخوانیم. در آن، از مباحث جذاب ادبیات میخوانیم؛ چیزهایی که شاید در کلاسهای درس هیچوقت فرصتی برایش پیش نیاید.یکی از مباحثی که پای ثابت کلاسهای قند پهلوست، تحلیل داستان است. با هم قرائت تنگاتنگ را یاد میگیریم؛ اینکه چطور از روساخت واژهها به معناهای پنهان متن پی ببریم. بعد از اینکه چند داستان را با هم تحلیل میکنیم و پیش میرویم، بچهها خودشان میتوانند کشف کنند؛ میتوانند از دل متن معناهایی را بیرون بیاورند که خیلی وقتها من به آن فکر نکردهام.این خیلی لذتبخش است؛ اینکه بچهها خودشان به این بالیدن رسیدهاند. برای من واقعاً دوستداشتنی است و آن لحظههایی که کشف بچهها را میبینم، بهترین لحظههای معلمی است.
یک جمله برای دانشآموزان
امید من آن است که در گلشن هستی
چون غنچه گل، با لب پرخنده بمانی
چون زهره، به پیشانی عالم بدرخشی
تاجی شوی و بر سر آینده بمانی

سرکار خانم زینب رجبی
دبیر فیزیک
سابقه ۱۵ سال تدریس، متوسطه دوره دو مفید دخترانه
معرفی کوتاه بنده زینب رجبی دبیر فیزیک و تست دبیرستانهای نمونه دولتی، هدی و پژوهشگران با بیش از ۱۵ سال سابقه تدریس هستم .دارای مدرک کارشناسی مهندسی الکترونیک و کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی .به مدت دو سال به عنوان دبیر فیزیک پایه دهم در خدمت مجتمع مفید می باشم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ بزرگترین لذت معلمی برای بنده تعامل روزمره با بچه ها ست ، در جریان مشکلات ، مسائل و دغدغه های همدیگه قرار گرفتن و پیدا کردن راه حل مناسب برای آن و تبادل عشق ، هیجان در کلاس از مهمترین لذتهای بنده در کلاس درس است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان به یاد ماندنی ترین لحظات مربوط به همدلی مستمر دانش آموزان عزیزم در جریان بیماری مادرم بود که سال گذشته اتفاق افتاد .هیچ وقت فراموش نمی کنم که بعضی اوقات من درحین فعالیتهای مدرسه بعضی امور مربوط به مادرم را فراموش می کردم اما آنها بسیار پیگیر ، همدل و همراه در کنار من بودند .چقدر این همدلی برای من که از داشتن نعمت دختر بی بهره ام لذت بخش بود.
یک جمله برای دانشآموزان دختران عزیزم ، سازندگان امروز و فردای کشورم همواره برایتان تنی سالم ،دلی سرشار از اطمینان ، لبی خندان و چشمانی پر فروغ از نور امید آرزو می کنم.

سرکار خانم حمیرا رنجبر عمرانی
دبیر تاریخ
سابقه ۷ سال تدریس، دبیرستان دوره دوم مفید دخترانه
معرفی کوتاه حمیرا رنجبر عمرانی. کارشناسی تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی از دانشگاه الزهرا. (نویسنده و پژوهشگر و مدرس تاریخ ، عضو هیئت مدیره انجمن زنان پژوهشگرتاریخ ایران. مسوول کمیته پژوهش)۷ سابقه تدریس تدریس تاریخ معاصر در دبیرستان فرزانگان ۶ و دبیرستان دخترانه حناندبیرستان دخترانه مفید انسانی و ریاضی تجربی (از سال ۱۴۰۱ تا کنون)
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ من خیلی دیر تدریس در دبیرستان رو شروع کردم و واقعا هیچگاه نمیدونستم و یا حتی حدس نمیزدم اینقدر تدریس به دختران دانشآموز نوجوانی که در آستانه جوانی و ورود به دانشگاه هستند را دوست داشته باشم. بزرگترین لذت من و شور احساس من زمانیست که با چشمان پرنورشون به من نگاه میکنند و از تاریخ به وجد میان. زمانی که با وجود تدریس نقطههای تاریک تاریخ، براشون دلیل میارم که با وجود تمدن دیرینه و ویژگیهای خاص فرهنگی و شما دختران جوان، سرزمینمون در میان همه سختیها، باقی میماند؛ چنانکه مانده است و همین باعث میشه آنها هم برام حرف بزنند و از امید بگن. در مورد این سوال میتونم صفحات زیادی بنویسم. در یک جمله، شور جوانی شاگردام منو به وجد میاره و به من انگیزه میدهد. وقتی بعد از مدتی من رو میبینند و لبخند میزنند و حتی روبهروی من میایستند تا در آغوش بگیرمشون. اون زمان، لحظههای ناب من هستند.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان یک روز در دبیرستان فرزانگان، برنامه چارسوق پژوهش بود که برای همه خیلی جذاب بود. اول کلاس، بچهها از من خواستن ده نفر از کلاس برن و برای انجام مقدمات کمک کنند. من موافقت کردم. ده نفر رفتن. اون روز باید تاریخ جنگ ایران و عراق رو تدریس میکردم. خب، خیلی برای بچهها جذاب نبود. همیشه در تاریخ جنگ، یک جلسه ادبیات جنگ رو میگفتم. با بچهها صندلیها رو دایره چیدیم و من شعر «اتل متل یه بابا» از ابوالفضل سپهر رو شروع کردم به خوندن. بچهها ساکت بودن و تحت تاثیر قرار گرفتند. چند تا از بچههایی که بیرون بودن، اومدن کلاس تا به بهانه کمک خواستن، دوستانشون رو هم با خود ببرن و ما در اوج غلیان احساسات بودیم. بچههایی که در کلاس بودن، بیرون نرفتن و این باعث تعجب بچههای بیرون از کلاس شد. بعد شعر «اتل متل یه مادر» از همون شاعر پخش کردم. بعد با بچهها شعر رو تحلیل کردیم و بعد بچهها نمونههایی از جانبازهای اقوامشون و یا خانوادههای شهدا گفتن. جالب بود؛ در پایان کلاس، ده نفری که رفته بودن بهتدریج وارد کلاس شدن. در رو باز میکردن و میدیدن همکلاسهاشون با بغض حکایت میکنند، وارد کلاس میشدند، روی زمین مینشستند و در یک همدلی، من فقط شنونده بودم. زنگ تفریح اعلام شد و بچهها هنوز میگفتند و من فقط شنونده بودم.در دبیرستان مفید، یک روز پایه یازدهم یک دستهگل و یک کارت برای من آوردند. در کارت، متنی با عنوان قرارداد نوشته شده بود، به سبک قراردادهای سیاسی بین کشورها که با هم خونده بودیم.در یکی از بندها، از طرف خودشون به من قول داده بودند: «ما دانشآموزان پایه یازدهم ریاضی قول میدهیم تمام تلاشمون رو انجام بدیم تا در آینده زنان بزرگی بشیم و باعث افتخار شما و کشورمان بشویم.» همگی امضا کرده بودند. (برای پایه یازدهم، چند جلسهای از زنان پرافتخار ایران میگویم و تصاویر آنها را پخش میکنم. از زندگیهای سختشون و موفقیتهاشون حکایت میکنم.)
یک جمله برای دانشآموزان من همواره به شاگردانم میگم: «انسانهای بزرگ همه در سختیها بالنده شدند و کارهای بزرگ انجام دادند. زنان قطعا سختیها و مرارتهای بیشتری متحمل میشوند. از سختیها نترسید. رنجها وسیلهای دردناک برای بزرگ شدن ماست. فقط ارادههای قوی لازم دارد تا از سختی، مهارت بسازد.»به قول خانم توران میرهادی: «غم بزرگ را تبدیل به کار بزرگ کنید.»
متوسطه دوره دوم قیطریه

جناب آقای بابک اسفندی
دبیر شیمی
سابقه ۱۸ سال تدریس، متوسطه دوره دو مفید قیطریه
معرفی کوتاه بنده به نوبه خودم فرارسیدن روز بزرگداشت معلم رو خدمت همه اساتید و معلمان عزیز تبریک عرض میکنم ایشالا سلامت باشند و در مسیری که حرکت میکنند توفیق روز افزون داشته باشند.
بنده بابک اسفندی هستم، مدرس درس شیمی. از سال ۱۳۸۷ تدریس شیمی را در دبیرستان آغاز کردم و پس از آن در دانشگاه نیز به تدریس پرداختم. ورود من به عرصهٔ تدریس از دوران دانشجویی و با هدف اشتغال پارهوقت آغاز شد؛ اما بهمرور این مسیر به علاقه و حرفهٔ اصلی من تبدیل شد.در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ این افتخار را داشتم که در دبیرستان مفید قیطریه تدریس کنم. پس از قبولی در مقطع دکتری، ناچار شدم بخشی از فعالیت آموزشی خود را کاهش دهم. این وقفه تا سال ۱۴۰۲ ادامه داشت تا اینکه مجدداً از سوی دبیرستان مفید قیطریه برای همکاری دعوت شدم. با وجود آنکه تصمیم داشتم تمرکز خود را صرفاً بر تدریس پایهٔ دوازدهم و کنکور بگذارم، به دلیل خاطرات خوب گذشته و فضای حرفهای و صمیمی مدرسه، با افتخار دعوت همکاری را پذیرفتم و بار دیگر به تدریس شیمی پایه در این مجموعه بازگشتم.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ به گمانم بزرگترین لذت معلمی آن لحظهای است که چشمان دانشآموزی برق میزند، سرش را به نشانهٔ تأیید تکان میدهد یا میتواند از صحبتهای ما نتیجهگیری درستی ارائه کند. آن لحظهای که متوجه میشویم مفهوم بهدرستی منتقل شده و دانشآموز دریافته است که پشت فرمولها و واکنشهای شیمی، منطقی عمیق و زیباییای نهفته است.زمانی که دانشآموز نهفقط یک رابطهٔ علمی را حفظ میکند، بلکه آن را میفهمد و کشف میکند، همان نقطهای است که لذت حقیقی معلمی شکل میگیرد.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان تمام لحظاتی که در کلاس درس سپری میشود، به دلیل تنوع نگاهها، پرسشها و واکنشهای دانشآموزان، برای من جذاب و بهیادماندنی است. پویایی کلاس، طرح دیدگاههای متفاوت و حتی چالشهای علمی، تجربهای زنده و الهامبخش ایجاد میکند.اما اگر بخواهم به یک لحظهٔ ویژه اشاره کنم، زمان اعلام نتایج قبولی دانشآموزان است؛ وقتی عکسهایشان را بهعنوان پذیرفتهشدگان دانشگاهها بر سردر مدرسه میبینم یا به جشن فارغالتحصیلیشان دعوت میشوم. دیدن لبخند رضایت و شوق موفقیت در چهرهٔ آنها، احساسی شبیه یک مربی در رقابتی بزرگ به من میدهد که شاهد ثمر نشستن تلاش شاگردانش است. این لحظات برای من بسیار ارزشمند و ماندگار است.
یک جمله برای دانشآموزان تشکر ویژه دارم از مجموعه مدارس مفید، بهخصوص دبیرستان مفید قیطریه، که با اعتماد و همراهیشان فرصت ارزشمند همکاری در این مجموعه را برای من فراهم کردند. از صمیم قلب برای همهٔ اعضای این خانوادهٔ بزرگ، سلامتی، موفقیت و برکت آرزو میکنم.همچنین برای دانشآموزان عزیزم، که همواره مایهٔ امید و انگیزهٔ من بودهاند، بهترینها را آرزو دارم و امیدوارم در مسیر زندگی و تحصیل، به جایگاههایی برسند که شایستهٔ آن هستند و آیندهای روشن پیش رو داشته باشند.
معلمی، هنر روشنکردن چراغ دانایی در دلهاست؛
رسالتی آرام اما ماندگار،
که نه فقط دانستن، بلکه انسان شدن را میآموزد.
هر درس، گامی است بهسوی فردایی روشنتر.
ارادتمند
بابک اسفندی

جناب آقای فردین فکوری
دبیر ادبیات
سابقه ۱۴ سال تدریس در دبیرستان دوره دو مفید قیطریه و دو دوره تدریس در مفید یادگار
معرفی کوتاه من حدود سالهای ۹۱–۹۲، در مفید قیطریه بودم، دوره بیستم محسوب میشد. حالا اگر حساب کنیم، حدود چهارده سال از آن زمان گذشته است و دانشآموزان امروز مدرسه در حوالی دوره سیوسوم هستند.
بنده به عنوان معلم ادبیات در مفید قیطریه حضور داشتم. در آنجا درسهایی مثل حافظ، مثنوی و شاهنامه را هم تدریس میکردم و در کنار آن کارهای مشاورهای هم انجام میدادم. بعدتر هم در سالهای ۹۶–۹۷ یا ۹۷–۹۸ در مفید یادگار تدریس داشتم که فکر میکنم آن زمان حوالی دورههای سیونهم و چهلم بود.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ اگر بخواهم با یک تمثیل پاسخ بدهم، میگویم وقتی انسان وارد مدرسه میشود، انگار وارد یک باغ یا بوستان شده است؛ جایی که هوا معطر است، فضا لطیف است و از نظر تصویری هم هم درخت سرو داریم و هم گل لاله.
وقتی آدم در چنین فضایی قدم میزند، انگار در یک حیات طیبه زندگی میکند؛ همان زیست پاک و زلالی که دربارهاش سخن گفته میشود. برای من مدرسه چنین حال و هوایی دارد.
به همین دلیل هم نمیتوانم بگویم بزرگترین لذت معلمی فقط یک چیز خاص است؛ چون در واقع همهاش لذت است. البته این به این معنا نیست که تلخی وجود ندارد. حتی بزرگان ما و اولیای الهی هم در متن حیات طیبه، در کنار زیباییها، تلخیها را تجربه کردهاند و طبیعتاً در فضای مدرسه هم چنین لحظههایی پیش میآید.
اما در مجموع، برای من مدرسه جایی است که انسان در آن احساس میکند در یک زیست پاک و زنده حضور دارد؛ و همین، یکی از مهمترین لذتهای معلمی است.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان اگر بخواهم از لحظههای ماندگار کلاس بگویم، واقعیت این است که معلمها معمولاً کمتر فرصت ثبت کردن این لحظهها را دارند. بسیاری از این تجربهها همانطور که رخ میدهند، در حافظه میمانند.
به نظر من آن لحظههایی که واقعاً در کلاس به یاد میمانند، زمانی است که معلم و کلاس به یک اوج مشترک میرسند؛ نوعی همدلی و همافزایی در کلاس شکل میگیرد و همه در یک مسیر قرار میگیرند.
در چنین لحظههایی، کلاس نوعی بسیج و اتحاد پیدا میکند؛ حالتی که در آن هم معلم و هم دانشآموزان در یک تجربه مشترک سهیم میشوند. بیشتر این لحظهها هم در فضاهای شاد کلاس اتفاق میافتد؛ جایی که کلاس به یک شور و نشاط صادقانه میرسد.
گاهی سالها بعد پیش میآید که دانشآموزی در خیابان یا جایی دیگر شما را میبیند و ناگهان با همان حال و هوای کلاس شما را صدا میزند. آن لحظه میفهمید که بخشی از آن تجربه در ذهن و روح او مانده است.
این لحظهها معمولاً جایی ثبت نمیشوند؛ نه در دفتر و نه در گزارش. اما در حافظه روحی انسان باقی میمانند و گاهی در موقعیتهای سادهای مثل یک پیادهروی یا یک فکر ناگهانی دوباره زنده میشوند. شاید بتوان گفت این لحظهها از همین جهت، حالتی ملکوتیتر پیدا میکنند.
یک جمله برای دانشآموزان جملهای هست که همیشه برایم الهامبخش بوده است؛ جملهای از مادر ترزا:
«ما برای کارهای بزرگ به دنیا نیامدهایم؛ ما برای کارهای کوچک به دنیا آمدهایم، اما با عشقی بزرگ.»
به نظرم معلمی هم دقیقاً چنین حالتی دارد؛ ممکن است کارهایی که انجام میدهیم در ظاهر کوچک به نظر برسند، اما اگر با عشق انجام شوند، اثرشان بسیار بزرگتر از آن چیزی است که در نگاه اول دیده میشود.
سخن پایانیاز اینکه این گفتوگو انجام شد و فرصتی برای مرور این تجربهها فراهم شد، خوشحال شدم. امیدوارم برای همه دوستان و همکاران در مجموعه مدارس مفید، مسیر معلمی سرشار از توفیق و خیر باشد.
یا علی مدد.

جناب آقای مهدی کمالی
دبیر شیمی
سابقه ۱۳ سال تدریس، متوسطه دوره دوم مفید قیطریه
معرفی کوتاه مهدی کمالی هستم. از سال ۹۲ در دبیرستان مفید قیطریه به عنوان دبیر شیمی همکاری میکنم. در طی این مدت چند سالی به عنوان عضو هیاتعلمی و تیم مشاوران و راهنمایی دانشآموزان هم مشارکت داشتهام.
بزرگترین لذت معلمی چیست؟ تنفس در فضایی که سرشار از نشاط و انرژی و انتقال مهربانی است. در عین احساس تاثیرگذار بودن بر این فضا. اوایل شروع معلمی فکر میکردم بیشتر باید نقش تعلیم دادن را داشته باشم اما با گذشت زمان متوجه شدم که مدرسه فضایی است برای یادگرفتن خودم از اساتید و همکاران و حتی دانشآموزان. خلاصه اینکه فضای مدرسه، سرشار است از رشد و یادگاری بعلاوه شور و انرژی و محبت بیدریغ.
بهیادماندنیترین لحظه با دانشآموزان زمانهای مختلفی وجود دارد که به یاد میماند، لحظهای که برق یادگیری را در چشم دانش آموزان میبینم. زمانی که دانشآموزی خلاقیتی بروز میدهد یا دانشآموزی که کمتر تلاش میکرده به روند کلاس بر میگردد و بالاترین نتایج را کسب میکند. موقع صحبتها در فضاهای غیر رسمی مثل زنگ تفریحها، اردوها، هفته شهدا، اردوهای جهادی و … . زمانیکه فارغالتحصیلان را میبینم و از موفقیتهایشان خبردار میشوم.
یک جمله برای دانشآموزان فرصتها و استعدادها و نعمتهایی که خدای مهربان در زندگی در اختیارتان قرار داده است را بشناسید و استفاده کنید و شکرگزار باشید. آرزوی سلامتی و عزت برای همه عزیزان را دارم.

