اضطراب دانشآموزان؛ مسئلهای فراتر از درس و امتحان
مقدمه: وقتی سکوت خانه با نگرانی میشکند
بسیاری از ما، چه در جایگاه پدر و مادر و چه در نقش معلم و مربی در مجتمع آموزشی مفید، بارها با چهرههای برافروخته، ناخنهای جویده شده یا شکایات جسمانی بیدلیل دانشآموزان در صبحهای امتحان مواجه شدهایم. دلهرههایی که گاهی با یک دلدرد ساده شروع میشود و گاهی به پرخاشگریهای شدید ختم میشود. اما آیا تمام ماجرا به همان برگهی امتحانی و نمرهی کارنامه ختم میشود؟ تجربه و پژوهشهای طولی نشان داده است که اضطراب در دانشآموزان، شبیه به کوه یخی است که “ترس از امتحان” تنها نوک قلهی آن است که از آب بیرون زده؛ بدنهی اصلی این اضطراب در لایههای عمیقتری از روان کودک و نوجوان، تعاملات خانوادگی، کمالگرایی والدین و حتی بحرانهای هویتی پنهان شده است.
در نظام تربیتی ما، باور بر این است که دانشآموز تنها یک “ماشینِ درسخوان” برای تولید نمره نیست، بلکه انسانی است در حال رشد که روح و روان او مقدم بر محفوظات ذهنیاش است. اگر روح تَرَک بردارد، ذهنی برای یادگیری باقی نمیماند. در این مقاله قصد داریم از کلیشههای رایج عبور کنیم و با نگاهی عمیق به علم روانشناسی روز و آموزههای غنی دینی، ریشههای این اضطراب را واکاوی کرده و راهکارهایی عملی برای بازگرداندن آرامش (سکینه) به قلب فرزندانمان ارائه دهیم.
بخش اول: اضطراب، سیگنالی که نباید خاموش شود. تفاوت استرس و اضطراب
پیش از هر چیز باید تفاوت ظریف اما مهم بین “استرس” و “اضطراب” را درک کنیم. استرس واکنشی طبیعی و گاهی لازم به یک عامل بیرونی (مثل امتحان فردا) است که پس از رفع آن عامل، از بین میرود. اما اضطراب، حسی پایدارتر، مبهمتر و درونیتر است. اضطراب، صدایِ بلندِ روانِ دانشآموز است که فریاد میزند: «من احساس امنیت نمیکنم» یا «من کافی نیستم».
کارل راجرز (Carl Rogers)، روانشناس برجستهی انسانگرا، در تحلیل این وضعیت دیدگاه بسیار عمیقی دارد که میتواند نگاه ما را به تربیت تغییر دهد. او معتقد است که ریشهی بسیاری از اضطرابهای مزمن در دانشآموزان، فاصله گرفتن از “خودِ واقعی” برای جلب رضایت دیگران (والدین و معلمان) است. راجرز میگوید:
«اضطراب زمانی رخ میدهد که بین تجربهی ارگانیک فرد (آنچه واقعاً حس میکند و میخواهد) و خودپندارهی او (آنچه فکر میکند باید باشد تا دوست داشته شود) تعارض وجود داشته باشد. ما با شرطی کردن عشقمان، اضطراب را در کودک نهادینه میکنیم.»
منبع: Rogers, C. R. (1959). A Theory of Therapy, Personality, and Interpersonal Relationships
وقتی ما ناخودآگاه عشق، لبخند و پذیرش خود را “مشروط” به نمرهی ۲۰، قبولی در تیزهوشان یا شاگرد اول شدن میکنیم، در واقع پیام خطرناکی به ناخودآگاه فرزندمان مخابره میکنیم: «تو زمانی ارزشمندی که موفق باشی». این پیام، بذر اضطرابی دائمی را در دل دانشآموز میکارد. او دیگر برای “یادگیری” درس نمیخواند، بلکه برای حفظ “ارزش وجودی” خود و از دست ندادن محبت شما میجنگد. این جنگ دائمی درونی، همان اضطراب فرساینده است. راهکار راجرز، “پذیرش بدون قید و شرط” است؛ یعنی فرزندم، من تو را دوست دارم و به تو افتخار میکنم، چه در ریاضی نمره کامل بگیری و چه نگیری؛ هرچند وظیفه داریم برای پیشرفت تلاش کنیم.
بخش دوم: نگاهی به آسمان؛ آرامش در مکتب اسلام
در کنار یافتههای روانشناسی مدرن، گنجینهی عظیم روایات اهل بیت (علیهمالسلام) و آیات قرآن کریم، نسخهای شفابخش و فراتر از زمان برای این درد دارند. در ادبیات دینی ما، اضطراب اغلب ناشی از قطعِ امید از قدرت مطلق الهی و تکیه بیش از حد بر اسباب ظاهری و نگرانی افراطی برای آیندهای است که هنوز نیامده است.
امیرالمؤمنین، علی (ع) در حکمت ۲۷۹ نهجالبلاغه، سخنی دارند که گویی دقیقاً برای درمان دغدغههای والدین و دانشآموزانِ نگرانِ امروز بیان شده است. ایشان میفرمایند:
«لَا تَجْعَلَنَّ هَمَّکَ مَا لَمْ یَأْتِکَ فَإِنَّهُ إِنْ یَکُنْ مِنْ عُمُرِکَ یَأْتِکَ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِک.»
«غم و اندوه چیزی را که نیامده است (آینده)، بر خود هموار مساز؛ زیرا اگر آن (فردا) جزو عمر تو باشد، خداوند روزی تو را در آن خواهد رساند.»
نگرانی از آینده
بسیاری از اضطرابهای دانشآموزان دبیرستانی ما، ناشی از ترس مبهم از آینده است: «اگر کنکور قبول نشوم چه؟»، «اگر آیندهام خراب شود چه؟». کلام حضرت امیر (ع) دعوت به “زیستن در لحظه با توکل” است. این هرگز به معنای بیبرنامگی یا تنبلی نیست، بلکه به معنای رها کردنِ بارِ سنگینِ “نتیجه” است. در سیستم آموزشی مفید، ما تلاش میکنیم به دانشآموزان بیاموزیم که وظیفهی آنها “تلاش” (لیس للانسان الا ما سعی) است و نتیجه و برکت آن در ید قدرت الهی است. این تغییر نگرش از “نتیجهگرایی” به “تکلیفگرایی”، بار روانی عظیمی را از دوش دانشآموز برمیدارد و جای آن را با “سکینه” (آرامش قلبی) پر میکند.
همچنین قرآن کریم در سوره رعد آیه ۲۸ میفرماید: «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ». یاد خدا تنها چرخش زبان نیست؛ بلکه این باور قلبی است که “او مربیِ من است”. وقتی دانشآموز باور کند که خدا رب (پرورشدهنده) اوست، حتی شکست در امتحان را پلهای برای رشد و حکمت میبیند، نه فاجعهای تمامعیار که پایان دنیا باشد.
بخش سوم: مغز نوجوان چگونه اضطراب را ترجمه میکند؟
بیایید کمی علمیتر به ماجرا نگاه کنیم. از منظر فیزیولوژیک و عصبشناسی، مغز نوجوانان کارگاه ساختمانی فعالی است که هنوز تکمیل نشده. بخش آمیگدال (مرکز احساسات، ترس و واکنشهای هیجانی) در نوجوانی بسیار فعال و حساس است، در حالی که بخش کورتکس پیشانی (Prefrontal Cortex) که مسئول استدلال، منطق و کنترل هیجان است، تا اواسط دهه بیست زندگی کامل نمیشود. به همین دلیل، یک انتقاد ساده از سوی معلم یا یک نگاه سرد و سکوت سنگین از سوی والدین، میتواند در ذهن نوجوان به یک فاجعه و طرد شدن کامل ترجمه شود.

دکتر دیوید الکیند (David Elkind)، روانشناس رشد و نویسنده کتاب مشهور «کودکِ محصل» (The Hurried Child)، به پدیدهای اشاره میکند که متاسفانه در مدارس برتر و خانوادههای تحصیلکرده ما بسیار رایج است. او معتقد است ما کودکان را مجبور میکنیم زودتر از موعد بزرگ شوند.
«ما در حال سرقتِ کودکی هستیم. فشارهای تحصیلی زودهنگام و انتظارات فراتر از سن، نه تنها باعث پیشرفت نخبگانی نمیشود، بلکه با ایجاد اضطراب مزمن، خلاقیت و اشتیاق ذاتی به یادگیری را میکشد.»
منبع: Elkind, D. (2007). The Power of Play and Anxiety in Education
این سخن هشداری جدی برای ماست. کلاسهای فوقبرنامه متعدد، آزمونهای تستی پیدرپی و مقایسههای نابجا، سیستم عصبی سمپاتیک دانشآموز را در حالت “جنگ و گریز” دائمی قرار میدهد. در این حالت، هورمون کورتیزول (استرس) در خون ترشح میشود. کورتیزول دشمن اصلی هیپوکامپ (مرکز حافظه) است. پس عملاً با ایجاد اضطراب و فشار برای نمره، ما توانایی فرزندمان را برای یادگیری و یادآوری مطالب کاهش میدهیم، نه افزایش!
بخش چهارم: راهکارهای عملی
حال که ریشههای روانی، دینی و زیستی را شناختیم، بیایید به عنوان اولیا و مربیان دلسوز، نقشهی راهی برای عبور از این بحران ترسیم کنیم. این راهکارها باید در بافت زندگی روزمره جاری شوند.
۱. تغییر ادبیات و گفتمان در خانه
به جای اینکه اولین سوال شما پس از مدرسه «امروز چند شدی؟» یا «معلمت چه گفت؟» باشد، گفتگو را با جملات انسانی و رابطهمحور آغاز کنید: «امروز چه چیزی یاد گرفتی که برایت جالب بود؟» یا «در مدرسه چه اتفاقی افتاد که باعث شد بخندی؟». این تغییر کوچک، تمرکز را از “نتیجهگرایی” به “فرآیندگرایی” منتقل میکند. دانشآموز میفهمد که شما به “او” به عنوان یک انسان اهمیت میدهید، نه فقط به کارنامهاش.

۲. گوش دادن فعال و همدلانه به جای نصیحت
وقتی فرزندتان از سختی درس یا ترس از امتحان میگوید، بلافاصله وارد فاز نصیحت نشوید: «اشکال ندارد، بیشتر تلاش کن» یا «تو که باهوشی، نترس». این جملات حس او را سرکوب میکند.
به جای آن، احساسش را بازتاب دهید: «میبینم که خیلی نگرانی. حجم درسها زیاد است و این باعث شده کلافه شوی. حق داری، من هم جای تو بودم نگران میشدم.» این همدلی، دریچهی دیگ بخارِ فشارِ روانی را باز میکند. وقتی هیجان تخلیه شد، آنگاه منطق میتواند وارد میدان شود و برای حل مسئله برنامهریزی کنید.
۳. اصلاح سبک زندگی (مثلث خواب، تغذیه، ورزش)
بسیاری از علائم اضطراب (تپش قلب، عدم تمرکز، بیقراری)، ریشه در فیزیولوژی بدن دارد. کمخوابی و تغذیه نامناسب (مصرف زیاد فستفود، کافئین و قند) بنزین روی آتش اضطراب است. تنظیم ساعت خواب دانشآموزان، بهویژه در دوران امتحانات، از صد ساعت مطالعهی با چشمان خوابآلود موثرتر است. مغزِ خسته، مستعدِ اضطراب و افکار منفی است.
۴. تقویت بُعد معنوی به شیوهی عملی و لطیف
در خانه و مدرسه، فضایی ایجاد کنیم که دعا و نیایش نه به عنوان یک تکلیف خشک، بلکه به عنوان یک “پناهگاه امن” معرفی شود. وضو گرفتن قبل از مطالعه برای ایجاد طهارت و تمرکز، یا خواندن سورهای کوتاه (مثل انشراح) برای آرامش سینه، اگر با باور قلبی والدین همراه باشد، تاثیر شگرفی بر کاهش امواج مغزی بتا (اضطراب) و افزایش امواج آلفا (آرامش) دارد. به فرزندمان یادآوری کنیم: «تو تلاشت را بکن، خدا هوای بقیهاش را دارد.»
نتیجهگیری: مدرسهای برای زندگی، نه فقط برای نمره
اضطراب دانشآموزان، پیامی است که به ما میگوید چیزی در تعادل زندگی آنها به هم ریخته است. ما در مدارس مفید، تمام تلاشمان این است که محیطی امن فراهم کنیم؛ جایی که دانشآموز بداند ارزش او به عنوان یک انسان و یک مسلمان، فراتر از نمرات ریاضی و فیزیک اوست. نگاهی به اهداف و رویکردهای مجتمع آموزشی مفید.
به یاد داشته باشیم، هدف نهایی تربیت، پرورش انسانی سالم، صالح، آرام و امیدوار است. اگر نمرهای عالی به قیمتِ سلامت روان، زخم معده و اضطرابِ ویرانگر به دست آید، در حقیقت شکستی بزرگ است. بیایید با تغییر نگاهمان، شانههای فرزندانمان را از بارِ سنگینِ انتظاراتِ غیرمنطقی سبک کنیم و به آنها اجازه دهیم در سایهی امنیت و آرامش، شکوفا شوند.
واحد تبلیغات و امور رسانه مجتمع آموزشی مفید
برای مطالعه مقالات بیشتر در زمینه روانشناسی رشد و مهارتهای مطالعه، به دستهبندیهای دانشنامه مفید مراجعه فرمایید.

