یک لحظه… سر به سمت چپ…لطفا بدنتان را به سمت من قرار بدید… ممنونم…آقا یه دست به موهات بکش..لبخند لطفا…اخمات رو وا کن برادر! آهان… دست من رو نگاه کن… پلک نزن…یک دو سه…

 

عکاس شهید بیست و یک یا دو ساله ای است. در دبیرستان مفید درس خوانده، دانشگاه شریف. در کربلای پنج آسمانی شده.

مشغول عکاسی از دانش آموز دوره ۲۶ مفید قیطریه است.

آخر هفته شهدا است. هفته بزرگداشت شهدای دبیرستان مفید. در این هفته ملکوتی، شهدا دوربین هایشان را به دست می گیرند و عکاسی می کنند. لحظات ناب هفته شهدای جوان های دهه هشتادی را در یک قاب ثبت می کنند.

آن هنگام که جوانِ از دل شلوغی های خیابان های خاک گرفته به دل سنگرهای هفته شهدا می زند، عکس می گیرند. ثبت می کنند. تا ابد می ماند. راه دیگری برای جوان باقی نمی گذارند. باید در آن قاب بمانند. خوب بمانند…

 

از دو ماه قبل کار ها تقسیم شده. هر کس هر کاری که می تواند برای هفته شهدا انجام بدهد،  اعلام کرده است.

هر معلم وظیفه هدایت عده ای را بر دوش می کشد…

گروهی در کار آفرینشند. آفرینش اشکال و صورت ها. در و دیوار مدرسه را شهدایی می کنند، با شمع و آینه و گل و سنگ و…

ساعت ها باید فکر کنی تا بیابی که چه می گویند این خالقان اشکال پیچیده…

عده ای از آینه وصیت نامه ها توشه بر می دارند برای یک عمر زندگی…

عده ای دوربین به دست فیلم می گیرند و فیلم می سازند…

بعضی دعوت اند به خانه ای در پشت ابرها. خانه شهدا را می گویم. به ضریح مادر و پدر شهید می رسند و زیارت می کنند چهره ی صبر و استقامت را…

هر روز در یک زمان همیشگی همه ساعت ها از کار می افتد. زمان می ایستد. گرد هم جمع می شویم. از شهدا می گویند برایمان و می شنویم از زبان شاهدان شهدا…

 

دوش در حلقه ی ما صحبت گیسوی تو بود

 

آن که می گوید “دانش آموزان در هفته  شهدا” هنوز راه دارد. نمی داند که چه می گذرد.

باید فریاد بزنی که ” شهدا در هفته دانش آموز”

دانش آموزان گِلِ دستِ شهدا می شوند در این زمان و مکان. شکل می گیرند. جان می گیرند. خدایی می کنند شهدای دبیرستان مفید.

دبیرستان مفید تاکنون دانش آموزانی را تربیت کرده‌است که در مراحل مختلف انقلاب حضور مستمر و موثری داشتند شهادت 68 نفر از این عزیزان بزرگترین جلوه این حضور پر برکت بود .

سالها پیش ستارگانی درخشان در آسمان دبیرستان مفید درخشیدند حماسه آفریدند. در مدرسه ما جوانان و نوجوانانی بودند که اولین معامله عمر پر برکت خویش را با خدای خود کردند و این اولین و آخرین و بهترین معامله بود برای آنها معامله ای که در آن جان و مالشان را در راه خدا و دین خدا فدا کردند و در عوض رضای محبوب و حیات طیبه را نصیب خود کردند .و چه خوش معامله ایی که هر دو طرف راضی و خشنود بودند. برخی از این ستارگان فروزان که از خاک بودند ولی ستاره شدند راهنمای ما  گشتند.و برای ما در مدرسه مکتب عشق آموختند که اکنون ما در آن نفس میکشیم و زندگی می کنیم .

آنها همکلاسی های آسمانی ما هستند که زنده اند و بر اعمال ما شاهد و ناظر ند ما وارثان مکتب شهادت در مدرسه هستیم. سالهاست که به رسم خود شهدای مدرسه برای آنها  بزرگداشت میگیریم.

بزرگداشت شهدا نه برای بالابردن مقام والای آنهاست بلکه برای دل زنگار زده خودمان است که  آن را با یاد ذکر این عزیزان صیقل می دهیم.

ما بزرگداشت شهدا را از خود شهدا به یادگار داریم چرا که اولین بزرگداشت ها را خود شهدا به یاد دوستان پرکشیده شان برپا کردند به ما آموختند که کجا و چگونه راه سعادت را بیابیم.