دورهمی پایه اول (فروردین ۱۴۰۵)
برنامهی دورهمی پایهی اول در روز یکشنبه ۳۰ فروردین که بسیار متفاوت و پر از حس خوب بود برگزار شد.😍
پیچیدن صدای لبخند کودکان در فضای ساکت مدرسه، جان دوبارهای به این مکان بخشید.🌹❤️ حضور گرم والدین، لبخند پسرهای گلمان، دیدار حضوری معلمان، بازیهای پر از هیاهو بعد از روزهای دوری و آنلاین برای همهی ما ارزشمند بود.❤️
چند ماه گذشته بود؛
ماههایی که حیاط مدرسه بیصدای خندههای کودکانه مانده بود.
اما آن روز ، وقتی درِ مدرسه باز شد، انگار دل حیاط دوباره تپیدن گرفت.
دانشآموزان کلاس اول، با چشمهایی پر از شوق، یکییکی وارد شدند.
نگاهشان که به هم افتاد، لبخندها شکفت؛
دوستانی که مدتی از هم دور بودند، حالا دوباره در کنار هم ایستاده بودند؛
زیر آسمان آبی حیاط مدرسه.
بچهها دور هم جمع شدند.
دستهای کوچکشان ربانها را برداشت و آرام به توری گره زد.
هر گره، ساده بود اما از دل میآمد.
یکی با لبخند گره میزد،
یکی با دقت،
و دیگری با شوقی که در نگاهش برق میزد.
کمکم رنگها کنار هم نشستند؛
سبزِ امید،
سفیدِ پاکی،
و سرخِ عشق.
در آن حیاط کوچک، پرچم ایران از گرههای دستهای کودکانه شکل میگرفت؛
گرههایی که از عمق قلب زده میشد.
آن روز شاید بچهها معنی همه واژهها را نمیدانستند،
اما یک چیز را خوب میفهمیدند:
وطن جایی است که دوستش داری،
جایی که دست در دست دوستانت
با دلی کوچک اما سرشار از مهری بیانتها،
برای زیباییاش قدمی برمیداری؛
گرهای را باز میکنی و دوباره میبندی که شاید ساده باشد،
اما از تمام قلبت میآید.
و پرچم، آرام و باشکوه در نسیم حیاط تکان می خورد؛
نه فقط تکههایی از رنگ،
بلکه تپشهای بههمپیوسته دلهای کوچک.
پرچمی که از عشق بیریای کودکان شکل گرفت،
از لبخندهای کودکانه،
از دستهایی که با سادگی و صداقت گره خوردند.
پرچمی که در حیاط یک مدرسه متولد شد،
اما ریشه در قلبهایی داشت
که وطن را
بیهیچ واژهی پیچیدهای
فقط… دوست داشتند.
روایتی از دل روزهای همدلی….
شهرزاد حائری
پایه اول دبستان مفید مرزداران🍀🍀

