پرچمی که از دل یک دختر کوچک خبرساز شد
در طول چهل روز گذشته، او در تمام مراسم با همان لباس مدرسهاش حاضر شد؛ انتخابی که از همان شبهای اول گرفت و دیدنش با آن لباس برایم پر از افتخار بود.
دیشب آرام به پدرش گفت: «باباجون، میشه برای فردا با هم یه پرچم درست کنیم؟»
تلاش مشترکشان، پرچمی شد که با هم نوشتند، کشیدند و دوختند؛ ساده اما پرمعنا.
حضور او با این پرچم دستساز در مراسم، به شکل غیرمنتظرهای مورد توجه برخی خبرگزاریها قرار گرفت و بازتاب زیبایی از احساس و مسئولیتپذیری یک کودک بود.

