از دلِ مدرسه تا آسمانِ انتظار
برای اعیاد شعبانیه، تصمیم گروه تربیت از جایی شروع شد که شوق و ذوق بچهها دیده شود و آرامآرام به یک حالِ جمعی برسد.
برای اولین گام، کتیبهها نصب شد؛ جایی که قرار بود آغاز و روایتگر قصهی نیمهشعبان و اعیاد شعبانیه باشد. بچهها خودشان خواستند همهچیز را تزیین کنند؛ با رنگ، کاغذ و شوق. دستهای کوچک، دیوارها را جان داد و دلها را به انتظار گره زد. از همین نقطه، نوشتن شروع شد، قصهها شکل گرفت و اعیاد شعبانیه، آرام و دلنشین، در فضای مدرسه جاری شد.
روز جشن، دلها کنار هم ایستادند؛ با دعای سلامتی امام زمان(عج) که بهصورت دستهجمعی خوانده شد و فضای مدرسه را به اوج رساند. بعد از آن، لبخندها با پذیراییای ساده و دوستداشتنی ادامه پیدا کرد؛ ذرت مکزیکی.
در کنار این لحظهها، بذر ریحان بین بچهها پخش شد؛ بذرهایی کوچک، به نیت کاشتهشدن و سبز شدن، به نشانهی جوانههای امید و انتظار؛ تا هر کودک، سهمی از رشد، صبر و باور را با دستان خودش تجربه کند.
هر پایه، مسیر خودش را رفت و سهم خودش را از این جشن پیش برد.
پایهی اول، درختهایی کشید با شاخههایی پر از پرنده؛ پرندههایی که قرار بود آرزوهای کوچک و بزرگ بچهها را روی بالهایشان بنشانند. پایهی دوم هم همین راه را ادامه داد؛ آرزوها نوشته شدند، ساده، بیواسطه و صادقانه.
در دورهی دوم، بچهها فراتر از آرزو پیش رفتند، به دنیایی بهتر و عادلانهتر فکر کردند؛ به اینکه چنین جهانی چه ویژگیهایی دارد و برای رسیدن به آن، چه کارهایی باید انجام داد. در پایهی سوم، یک کرهی زمین روی کاغذ جان گرفت و بچهها از جهانی نوشتند که دوست دارند بهتر از امروز باشد. پایههای چهارم، پنجم و ششم نیز آرزوهایشان را در قالب نوشتههایی کوتاه و تأملبرانگیز بیان کردند؛ حرفهایی از مسئولیت، مهربانی، عدالت و ساختن فردایی روشنتر.
به امید ظهورش 🍀🍀🍀🍀
در گذر روزهای ماه شعبان، در دل مدرسه مفید مرزداران
بهمنماه ۱۴۰۴
کارگروه فرهنگی مدرسه مفید مرزداران

