همایش گرامیداشت ششمین سالگرد ارتحال آیت الله موسوی اردبیلی (ره) در دانشگاه مفید برگزار شد

به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، همایش گرامیداشت ششمین سالگرد ارتحال حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (قدس سره) با عنوان: «بازخوانی تربیت دینی در نظام آموزشی ما» روز پنجشنبه دهم آذرماه 1401با حضور اساتید حوزه و دانشگاه، شاگردان و همکاران آن فقید سعید و جمعی از طلاب و دانشجویان در محل دانشگاه مفید برگزار شد.

در ابتدای این همایش، آیت الله العظمی جوادی آملی در پیامی ویدئویی، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره آن فقیه دغدغه مند، به بیان خدمات علمی و اجتماعی وی پرداختند که متن پیام بدین شرح است:

أعوذ بالله من اللشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله جمیع الأنبیاء و المرسلین و الأئمه الهداه المهدیین و فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین بهم تولّی و من أعدائهم نتبرّء الی الله

حیات طیّب و پربرکت فقیه رحیل حضرت آیت الله موسوی اردبیلی مشحون از توفیقات الهی بود. این بزرگوار در محفل درس آیت الله العظمی محقق داماد، جزو چهره های شاخص آن محفل وزین علمی و فقهی بودند. دوران درس و بحث را با فضلای نام آور آن روز گذراندند. از نظر مقامات علمی به لطف الهی به حد کفایت رسیدند. یک چهره موفق کارآمدی بودند. قبل از پیروزی انقلاب در صحنه انقلاب به همراه امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) فعالیت فراوانی داشتند. با بزرگانی همچون شهید مطهری، شهید بهشتی و سایر بزرگان کوشش فراوانی داشتند.
بعد از پیروزی انقلاب وارد صحنه اجتماعی از یک سو، سیاسی از سوی دیگر، مدیریت از سوی سوم، حوزه از سوی چهارم، دانشگاه از سوی پنجم، مسائل اجتماعی و رسیدگی به بسیاری از امور مردمی از سوی ششم و هفتم وارد شدند. در همه این امور به لطف الهی کارآمد بودند.

وقتی در شورای عالی قضایی همکاری می کردیم بسیار سرآمد بود؛ هم دقیق بود هم امین. اداره دستگاه قضا بعد از شهادت شهید بهشتی و همچنین شهید قدوسی به عهده ایشان بود، گرچه در زمان حیات آن بزرگان سهم وافری داشتند. بعد از رحلت شهید بهشتی، اداره دستگاه قضا به عهده ایشان بود که خیلی مدیرانه و مدبرانه اداره می کردند. بعد از این فراغتی که از دستگاه قضا پیدا کردند به کارهای حوزوی و دانشگاهی رسیدند. هم کار حوزه را جداگانه تدریس داشتند و می رسیدند، هم کار دانشگاه را ملفّقاً و مرکّباً با حوزه اداره می کردند. این دانشگاه مفید از ذخائر پربرکت ایشان است. کارهای اجتماعی که در تهران داشتند چه در بخش تولید چه در بخش های عبادت در مسجد تهران، این هم سرآمد بود به لطف الهی. اینکه درباره بعضی از امور آمده است که ﴿وَ جَعَلَنِی مُبارَکاً أَینَ ما کُنْتُ﴾ همین است. برخی در هر جا ظهور پیدا کنند، منشأ برکت اند. هم شاگردان خوب تربیت می کنند، هم مردم بزرگ و بزرگوار تربیت می کنند، هم اقتصاددان خوب و ورزیده تربیت می کنند و اداره می کنند، هم طلاب و دانشگاهی را خوب تربیت می کنند. از این جهت یک انسان جامع الاطرافی بود که حیات پربرکتی داشت و این دانشگاه پر برکت، دانشگاه مفید از ذخائر ایشان است. آن کارهای حوزوی ایشان هم که سرجایش محفوظ است.
بنابراین این بزرگوار از آن روزی که من با ایشان آشنا شدیم یعنی تقریباً هفتاد سال قبل تا زمان رحلت ایشان که شش سال قبل رحلت کرده اند، جز فضیلت و خوبی چیزی از ایشان نداریم.

رضوان الله تعالی علیه، رحمه الله علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیا والسلام علیکم و علی من اتبع الهدی و رحمه الله و برکاته

در این همایش دکتر سید مسعود موسوی اردبیلی، رئیس دانشگاه مفید رابطه با شیوه تربیتی مرحوم آیت الله موسوسی اردبیلی گفتند: در طول قریب به 70 سال، نقش های متعددی را از ایشان به عنوان کنشگر اجتماعی، فعال سیاسی، مرجع تقلید و از مصلحین نظام قضایی بعد از انقلاب شاهد بودیم، اما یک وجه در ایشان بود که هرگز طرح نشد و آن معلمی بود. معلمی تنها کاری بود که مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از ابتدا که به عنوان مدرس برجسته جوان در حوزه علمیه قم مطرح بودند، تا آخرین روز حیاتشان از جانب ایشان ترک نشد و خود را بدان ملتزم می دانستند.

ایشان افزودند: از نظر آیت الله موسوی اردبیلی، تربیت علمی مستقل از تربیت دینی معنا نداشت، یعنی بدون علم آموزی، تربیت دینی ابتر است. البته آموزش علمی هم بدون تربیتی دینی ناتمام است. از این رو دینی که آیت الله موسوی اردبیلی ارائه می داد، دینی معتدل و معقول بود. دین اجباری و دین تعبدی محض بدون دخالت عقل و نیز دین تقلیدی را در وجود ایشان و در تربیت ایشان ندیدم. از دیگر ویژگی های شخصیتی ایشان که مورد توجه دیگران بود، روحیه پرسشگری و نقادی بود. این روحیه علاوه بر شاگردان و همراهان، اندیشمندان و علمای سایر مذاهب که به مناسب های گوناگون با ایشان  دیدار می نمودند را نیز تحت تاثیر قرار می داد.

در ادامه این برنامه، دکتر محمدرضا یوسفی شیخ رباط، دبیر این همایش، ضمن خوش آمد گویی به میهمانان و تشکر از عوامل برگزاری، هدف از بزرگداشت هایی که در رابطه با پاسداشت مقام و خدمات آیت الله موسوی اردبیلی رحمت الله علیه برگزار می شود را علاوه بر تکریم شخصیت ایشان، توجه به موضوعاتی عنوان کردند که در راستای منافع اجتماعی است. ایشان گفتند: در بزرگداشت هایی که تاکنون برگزار شده است به دغدغه های شخصی ایشان و نیز طرح یک مساله ملی توجه شده است. در این همایش ها تلاش شده تا حساسیت موضوع را در جامعه بیان نموده و به متولیان امر انتقال دهیم. دکتر یوسفی شیخ رباط، «آزادی عقیده و اقتدار»، «استقلال قوه قضائیه» و «استقلال حوزه های علمیه» را از موضوعات مورد توجه در بزرگداشت های پیشین مربوط به این مرجع فقید شیعیان برشمرد و با اشاره به وقفه چندساله در برگزاری همایش به دلیل شیوع کرونا گفتند: بازخوانی تربیت دینی در نظام آموزشی ما، از این رو محور ششمین بزرگداشت آیت الله موسوی اردبیلی قرار گرفت که ایشان به این امر اهتمام زیادی داشتند و براین اساس به تاسیس مدارس و دانشگاه مفید اقدام کردند. هدف مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی، تربیت انسان های کارآمد و اخلاقی و با ایمان بود و پس از انقلاب هم این هدف، دستورکار نظام آموزشی کشور قرار گرفت و مباحث دینی به صورت مستقیم و غیرمستقیم وارد نظام آموزشی کشور شد.

ایشان افزودند: در آموزش و پرورش، پست مربی و سپس معاون پرورشی تعریف شد و مراسم مذهبی و نماز جماعت در برنامه مدارس گنجانده شد. در دانشگاه ها بیش از 10 واحد دروس دینی به دروس دانشجویان اضافه شد. نهاد نمایندگی ولی فقیه و دیگر نهادها در دانشگاه ها تعریف شدند، اما امروز وقتی نگاه می کنیم، براساس نظرسنجی ها و پیمایش های سراسری، نتیجه متفاوت از خواست اولیه است. از این رو جا دارد به دور از مسائل دیگر، به تحلیل چرایی این مسئله پرداخته شود. بر این اساس، این همایش، «بازخوانی تربیت دینی در نظام آموزشی ما» نامگذاری شد که هم دغدغه آیت الله موسوی اردبیلی بود و هم یک مسئله ملی. ما می دانیم که این مسئله بسیار مهم با چند سخنرانی بسیار کوتاه به سرانجام نمی رسد اما شاید تلنگری به مقامات آموزشی کشور و نهادهای تصمیم گیر باشد تا بلکه بیشتر بیندیشند و به بازنگری عمیق در این مسئله بپردازند.

مهندس رفیعی از اولین مدیران مدارس مفید سخنران بعدی مراسم ضمن بیان خاطراتی از اولین روزهای همکاری خود با مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی، گفتند: خواست آیت الله موسوی اردبیلی (ره) از تاسیس مدارس مفید، راه اندازی مدارسی دینی و اسلامی بود که علاوه بر شاخص بودن از نظر علم روز، محصلان آن تحت تربیت دینی قرار بگیرند و نیز در عرصه سیاسی نیز فعال باشند. به عنوان مثال ما در مدارس مفید درس تحلیل سیاسی داشتیم که با حضور اساتید برجسته برگزار می شد. ایشان افزودند: همین نگاه ایشان سبب شد که مدارس مفید در چند سال جای خود را بین دیگر مدارس باز کرد و در بسیاری از جهات مخصوصا از نظر علمی در رتبه نخست قرار گرفت و دانش آموزان آن در آزمونهای مختلف همیشه سرآمد بودند.

مهندس رفیعی در ادامه با اشاره به نگاه عدالت محور مرحوم آیت الله اردبیلی نسبت به دانش آموزان گفتند: در مدرسه مفید گاه دانش آموزانی از برخی ادیان دیگر حضور داشتند که حضرت آیت الله به ما تاکید می کردند که همانگونه که با دانش آموز مسلمان رفتار می کنید باید به همانسان با این دانش آموزان نیز رفتار شود و تبعیضی از این جهت قائل نبودند. علاوه بر این ایشان همواره به ما سفارش می نمودند که در مسائل دینی، نباید افراط و تفریط کرد و جو مدارس مفید به گونه ای ترتیب داده شده بود که دانش آموزان دچار قشری گری یا زدگی از دین نشوند. شاید از این جهت بود که با وجود عدم اجباری بودن نماز جماعت در مدارس مفید، نزدیک به 95 درصد دانش آموزان در این برنامه شرکت می کردند.

ایشان با اشاره به شهادت نزدیک به 60 شهید و 200 جانباز از مدارس مفید، چه در جبهه های جنگ و چه به دست منافقین، افزودند: حضور فعال دانش آموزان مدارس مفید در کنش های اجتماعی از ویژگی های بارز این مدارس بود که علاوه بر آموزش علم، همواره مسائل اجتماعی نیز مد نظر بود و این ناشی از نگاه بلند آن مرجع فقید بود.

ایشان با اشاره به سال های اول تاسیس دانشگاه مفید گفتند: زمانی که آیت الله موسوی اردبیلی از ما دعوت کردند که برای دیدن زمین دانشگاه به این منطقه بیاییم، ما با تعجب به ایشان عرض کردیم که این منطقه نه آبی دارد، نه گیاهی و خارج از شهر قم است، و اگر سالهای سال بگذرد اینجا دانشگاه نخواهد شد. اما همت بلند ایشان را شما اکنون مشاهده میکنید که اینجا نه تنها دانشگاه شد بلکه رونق افزای این منطقه از شهر قم نیز شده است. منظورم ازاین سخنان این است که ایشان به معنای واقعی کلمه موسس بودند و همه مدارس و دانشگاه و کانون توحید و دیگر فعالیت ها را از صفر شروع کردند و این خدمات واقعا مصداق شجره طیبه اند.

 آقای کریم زادگان سخنران بخش بعدی این مراسم با ارائه گزارشی از فعالیت های مدارس مفید گفتند: ما مدارس دینی یا مذهبی متعددی در کشور داریم که می توان تفاوت ها و تمایزهایی را در اداره آنها نشان داد. اما وقتی مولفه های مدرسه داری مذهبی را در مدارس مفید نگاه می کنیم، که شاید اولین آن تعلیمات اسلامی باشد و حتی در بعد آموزش تمایز جدی خیلی دیده نمی شد، اما در مدرسه علوی بحث آموزش خیلی جدی بود و دانش آموزان قوت علمی خوبی داشتند و همان قوت علمی در مدرسه مفید هم دنبال شد.

ایشان با اشاره به موضوع جبر و اختیار در عملکرد دانش آموزان اشاره کردند و اظهار داشتند: نماز در مدرسه مفید اجباری نبود. یعنی این احساس اجبار در دانش آموزان نبود. هنوز هم بحث اجباری و اختیاری بودن در حوزه وظایف مذهبی در مدارس مفید جدی است. ما به عنوان دانش آموزان مدارس مفید، در موضوعات اعتقادی حسّ اجبار نمی کردیم و لذت بخش آن بود که همه سئوال ها و دغدغه هایمان را در فضای صمیمی با اساتید خود مطرح می کردیم و آنها هم با حوصله پاسخ می دادند. ایشان افزودند: امسال چهل و دومین دوره از دانش آموزان مدارس مفید فارغ التحصیل شدند. یکی از اقدامات خوبی که پایه گذاری شد، جلسات هفتگی دانش آموزان در خانه های یکدیگر بود. درواقع، مدارس مفید دایره تربیت را به مدرسه محدود نکرد بلکه به داخل خانه ها و سپس جامعه برد و این ارتباط برقرار ماند.

ایشان مسافرت های جهادی را موضوع دیگری دانست که مدرسه مفید به آن پرداخته است و گفتند: تابحال 41 مسافرت جهادی را در مدرسه یادگار در تهران داشتیم و جالب اینکه دانش آموزانی هم فارغ التحصیل که شده اند، این مسافرت ها را ادامه می دهند. در دبیرستان نیایش هم 16 دوره فارغ التحصیل داشتیم که 5 دوره مسافرت جهادی داشتند. مجموعا 86 دوره فارغ التحصیلی و 72 مسافرت جهادی و 65 مدارس فارغ التحصیلان در مدارس یادگار، قیطریه و نیایش داشتیم. اما به طور کلی337 مسافرت جهادی در مدارس مفید صورت گرفته است و بالغ بر 5000 دانش آموز این سفرها را دیدند در عین اینکه حدود 7000 نفر هم تاکنون از این مدارس فارغ التحصیل شدند.

دکتر عبدالعظیم کریمی نیز در سخنانی با اشاره به شیوه تربیت دینی گفت: تربیت دینی امر بیرونی، اکتسابی، تحمیلی و انتقالی نیست. بلکه کاویدن و کشف کردن و درون یابی و بهره برداری است. فطرت ما با سرشت دین آمیخته است و بنا نیست دینی از بیرون داده شود. بلکه قرار است دین درونی یافته شود و این دو راهبرد بسیار متضادی است که اگر غیر این عمل کنیم، محصولش را می بینیم که بعد از چند دهه سرمایه گذاری روی اخلاق و دین، متناسب با درون داد ما نیست و با برون داد ما همبستگی منفی دارد. ایشان افزودند: امروزه در تربیت دینی «تدسیه» بیشتر حاکم است تا «تزکیه». یعنی دین دهی حاکم است تا دین یابی. ما امروزه بیش از هرزمان دیگری نیازمند نگاه خارج از افراط و تفریط هستیم تا «دین» منحرف نشود و حقیقت «دین» در افراط و تفریط تحریف نشود. اما تا زمانی که چشم ما خودبین باشد و جناح خودمان را و مسئله و منیت خودمان را از دین ببینیم، نمی توانیم تربیت صحیحی ارائه کنیم.

دکتر کریمی که به عنوان روانشناس حوزه تربیت دینی در این هماش شرکت کرده بودند، افزودند: تقوا راه خروج از این کردار است و سهم تقویت پرهیزی در جامعه امروز ما بیش از تربیت تجویزی است. انگیزه دین یابی فطری زمانی پایان می یابد که برنامه دین دهی بیرونی آغاز شود. فرآیند دینی شدن زمانی خاموش می شود که کلید دینی کردن روشن شود و متاسفانه این کار را ما کردیم و کلیدهای دینی کردن را زیاد روشن کردیم.

ایشان اظهار داشتند: حس دینی زمانی به تاخیر می افتاد که اقدام تسریع دیندارکردن افراد کردیم و این کار در خانواده ها زیاد اتفاق می افتاد و زودتر از موعد اقدام کردیم. ایمان قلبی به دین زمانی مختل می شود که اعتقادات قالبی به دین قالب می شود. کسانی که در شعائر بدون شعور و قوالب بدون ایمان قلبی فقط ماندند نمونه هایی از این دست هستند.

ایشان افزوند:  ارزشهای دینی زمانی از درون ریشه کن می شوند که برای درونی کردن آنها تلاش شود. دین، درونی و فطری است و نیاز به درونی کردن ندارد. تربیت دینی امری تکاثری یعنی کالبدی فزونی بی جان بی روح تفاخری نیست بلکه کوثری است که درونی، زایشی و خودبسنده است. امروزه در مدارس به کدامیک عمل می کنیم؟ تربیت دینی اکتسابی نیست. قرار نیست ما انباشتی از تکاثر معلومات دینی در مغز دانش آموزان تلنبار کنیم. بلکه قرار است نورانیت ایمان قلبی را در آنها جرقه بزنیم. وی با بیان اینکه تربیت دینی امری برساخته نیست بلکه امری برخواسته است، گفتند: تربیت دینی تعیین راه نیست، بلکه تبیین راه است. قرار نیست ما راه دین را تحمیل کنیم و آیات روشنی هم در قرآن کریم در این زمینه وجود دارد. تربیت دینی امر وجودی و در ساحت فراروانشناسی است و نباید آن را به ساحت های روانشناسی تقلیل دهیم.

دکتر فیض دیگر سخنران این همایش در ابتدای بحث خود با اشاره بحث حلال و حرام های الهی گفتند:  ذهنیت کلیشه ای ما این است که حرام های شرعی حرمت دارند. درحالیکه واقعیت این است که حلال های شرعی هم برای خود دارای حرمت هستند؛ به این معناکه حریم آنها را باید نگاه داشت و از آنها پاسداری کرد. و ما  بیش از آنکه باید نگران «حرام» ها باشیم، باید نگران «حلال» ها باشیم. چرا که اگر امام صادق (ع) در روایتی روی حرام ها تاکید داشتند که تا قیامت باید حرام بماند، در مورد حلال هم این دستور جاری است.

ایشان در ادامه به «منطقه الفراغ» در اندیشه شهید صدر اشاره کرد و افزود: «منطقه الفراغ» مردم را حق نداریم کوچک کنیم چون به ضرر دین تمام می شود. بسیاری از موضوعات را افراد دیندار احساس می کنند اگر انجام دهند، کار حرام و خلاف شرع انجام می دهند درحالیکه حرام نبوده است. این کوچک سازی ها گاهی با نیت خیر انجام می شود، اما اثر آن جز ضرر چیز دیگری برای دینداری جامعه نخواهد بود و ما از اثر منفی این مسئله غافل هستیم.

دکتر فیض با اشاره به آیه «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» گفتند: این آیه به مبلغان دین می گوید که مراقب باشید حلال های خدا بدون علت ضروری حرام نشود و برای حفظ این حریم از هیچ کسی جز خدا نترسید. هیچ کس حق ندارد حلال خدا را حرام کند. ایشان به مصداق این آیه در دوران معاصر اشاره کرد و گفتند: در مکاتبه ای که بین امام خمینی و آیت الله قدیری درخصوص حکم شطرنج صورت گرفت، و آقای قدیری ابراز نگرانی کردند، امام فرمودند: «شما را نصیحت پدرانه می کنم که سعی کنید خدا را در نظر بگیرید و تحت تاثیر مقدس نماها و آخوندهای بی سواد قرار نگیرید چراکه اگر بناست با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهای احمق و آخوندهای بی سواد صدمه ای بخورد، بگذار هرچه بیشتر بخورد.» ایشان در مکاتبه دوم مرقوم می دارند: «ما باید سعی کنیم حصارهای جهل و خرافه را شکسته و به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی برسیم و امروز غریب ترین چیزها در دنیا همین است و نجات آن قربانی می خواهد و دعا کنید من نیز یکی از قربانی های آن گردم.»

ایشان با بیان اینکه یکی از مشکلات، این برداشتی است که از مفاهیم صورت می گیرد، گفتند:  به عنوان نمونه، کلمه «لاتقربوا» را در قرآن کریم در موضوع «فواحش» به کار برده است، ولی ما با بکاربردن لا تقربوا در موارد دیگر، «منطقه الفراغ» را کوچک می کنیم. اینجاست که مردم طغیان می کنند، بعد نام طغیان علیه دین روی آن می گذاریم درحالیکه طغیان علیه دینی است که ما به آنها تحمیل می کنیم. متاسفانه ما به راحتی کلمه «حرام» را درباره آنچه مخالف آن هستیم به کار می بریم، یا فورا برچسب «احتیاط» به آن می زنیم و این پیامدهای فراوانی درپی دارد.

ایشان در بخش دیگر سخنانشان با اشاره به تمایز مدارس مفید با دیگر مدارس اشاره کردند و گفتند: سختگیری هایی که درباره دانش آموزان در دیگر مدارس می شد، ما در مدارس مفید نداشتیم. حتی روی حجاب مادران حساسیت نبود. مهم این بود که حجاب رعایت شود، چون حجاب واجب است و این اعم از چادر و مانتو است. ایشان در پایان با انتقاد از برخی نگاه ها گفتند: 45 سال از انقلاب گذشته و محصول تربیت این سالها را حال و هوایی است که در دانشگاه و صداوسیما و آموزش و پرورش داریم مشاهده می کنیم. قطعا بخشی از آن به این برمی گردد که حرمت حلال ها را نگاه نداشتیم و «منطقه الفراغ» مردم را محدودسازی کردیم.

دکتر مسعود آذربایجانی سخنران پایانی این برنامه با اشاره به حوادث روز جامعه، این سوال را مطرح کردند که علت این ناکامی ها چیست؟ و در پاسخ گفتند: قطعا بخشی مربوط به مسائل تربیتی است اما در روانشناسی بحثی است که می گوید در پیگیری عوامل به دو دسته باید توجه کرد؛ یکی عوامل بیرونی غیرقابل مهار. مانند دانش آموزی که از آزمون کنکور نمره کامل را نیاورده است و در بررسی ها پاسخ هایی مانند بدی آب و هوا را مطرح می کند. اگر روی این عوامل ما فقط تاکید کنیم سال بعد هم این دانش آموز نمی تواند بر ناکامی خود غلبه کند و موفقیت چندانی هم نخواهد داشت اما اگر به جای آن، روی عوامل درونی قابل کنترل و مهار تکیه کنیم، نتیجه بهتری می گیریم. ایشان تصریح کردند: در بررسی عوامل حوادث اخیر، قطعا دشمن و مسائل بیرونی موثر است و جای انکار نیست ولی بسیاری از این عوامل غیرقابل مهار است. ما تا کی می خواهیم روی عوامل غیرقابل مهاری که سرنوشت ها را به سمت تغییر نمی برد، پافشاری بیجا کنیم؟ آیا روی تربیت جوانان ما می تواند موثر باشد؟ ما باید روی عوامل درونی قابل مهار تاکید کنیم.

ایشان با اشاره به مساله شکاف نسل ها گفتند: ما تفاوت هویت دو نسل را در بخشی از باورها، ارزش ها و نگرش ها می بینیم و تفاوت بیشتر را در الگوهای رفتاری می بینیم. یک مدل برخورد نسل ها، «انطباق نسلی» است که 40 – 50 سال قبل داشتیم که در باورها، ارزش ها و نگرش ها و الگوهای رفتاری این دو هویت نسل قبل با نسل فعلی تقریبا منطبق بود و تفاوت بسیار ناچیز است. حتی در هویت شغلی هم این انطباق دیده می شود. مدل دوم «شکاف یا گسست نسلی» است که در برخی جوامع مشاهده می کنیم و در جامعه ما هم تا حدی وجود دارد. در این مدل، بین هرم نسل قبلی و نسل فعلی هیچ وجه مشترکی نیست و کاملا از یکدیگر جدا هستند. ما در برخی شعارها و کنش هایی که در برخی جوانان زیر 25 سال مشاهده کردیم، نمودهایی از این را داریم. اما ممکن است فراگیر نباشد. اکثر جامعه شناسان و روانشناسان ایران تا حدود 8 سال پیش معتقد بودند که ما در شرایط «شکاف نسلی» نیستیم بلکه در شرایط «اختلاف نسلی» هستیم. و این بحث، جدی است. ما اگر بخواهیم روی تربیت دینی، تاثیر بر هویت دینی جوانان و نسل های بعدی خود اثرگذار باشیم باید به این بحث اختلاف نسلی به عنوان پیش فرض مداخله توجه کنیم. اینجا می بینیم که در الگوهای رفتاری اختلاف کاملا روشن است. یعنی گاهی وجه مشترک به موارد اندک و ناچیز می رسد، اما در ارزشها و نگرش ها و باورها به خصوص با رویکرد فطری، بحث جدی داریم.

ایشان افزودند: در مواجهه با نسل جدید اگر از الگوهای رفتاری آغاز کردیم، شکست می خوریم و اگر از باورها، ارزشها و نگرش های مشترک آغاز کردیم و تعالیم و تربیت خود را بر آنها استوار کردیم، می تواند بر الگوهای رفتاری اثرگذار باشد.

دکتر آذربایجانی با بیان اینکه ما حق نداریم الگوهای رفتاری خود حتی در تربیت دینی را به نسل جوان القاء کنیم، گفتند: در زمینه باورها و ارزش های مشترک اگر شروع به کار کردیم، می تواند روی تربیت الگوهای رفتاری هم اثرگذار باشد. چرا انتظار داریم وقتی در تعالیم دینی تفاوت انسان ها پذیرفته شده است، ولی ما در رفتارها و گفتارها و تبلیغاتمان فکر می کنیم همه افراد در درجه هشتم ایمان هستند؟ مدارا اصل پذیرفته شده در دین است. ما حق نداریم ارزشهای خود را به دیگری تحمیل کنیم. ایشان مهمترین و بزرگترین سند در این زمینه را قرآن کریم دانستند و گفتند: باید از تحلیل های روانشناسانه و جامعه شناسانه برای تبیین تعالیم قرآن به زبان نسل امروز استفاده کنیم.

ایشان اظهار داشتند: سوال مهم این است که آیا ما به اینها عمل کردیم که بعد می گوئیم چرا نتیجه این شده است؟ آموزش قوی، استوار و حکیمانه یکی از عوامل است. ما یکسری آموزش ها داریم که در همه مقاطع از دبستان تا دانشگاه به صورت یکسان به افراد ارائه می کنیم. آیا این تراز تحول شناختی را ملاحظه می کنیم و به آن توجه داریم؟

وی با اشاره به سخن یکی از بزرگان حوزه درباره آمار تبلیغ گفتند: ایشان می فرمودند: «در سال 1350 تعداد طلبه های حوزه علمیه بالغ بر 10 هزار نفر بود که حدود 95 درصد اینها به تبلیغ می رفتند. امسال هم براساس آمار متوجه شدیم که 150 هزار طلبه بانشاط و آماده برای امر تبلیغ دین در حوزه علمیه قم (شهر قم) حضور دارند اما تنها 10 هزار نفر از آنها به تبلیغ رفتند». این یعنی ما تبلیغ را جدی نگرفتیم.

ایشان در پایان با بیان اینکه دین را باید عقلانی ارائه کرد، گفتند: فرزندان ما در زمان حاضر، برای بسیاری از مسائل جزئی چون و چرا دارند. درحالیکه قرآن کریم در کنار بیان احکام، استدلال هم می آورد. ما چقدر از این روش بهره گرفتیم؟ امروزه بحث تفکر انتقادی که حتی در زمینه فلسفه برای کودکان مطرح می کنیم این است که به آنها آموزش می دهیم بدون دلیل چیزی را نپذیرند. با توجه به این، وقتی به دین می رسیم می خواهیم از رویکرد تقلیدی و تعبدی استفاده کنیم و می بینیم که نتیجه نمی دهد. باید در حدّ امکان اجازه بدهیم این دینداری رشد کند تا بعدا از مراحل تعبدی استفاده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.