اگر صدای نسل جوان را نشنویم و انعطاف نداشته باشیم حتما با شکست مواجه خواهیم شد

خانم دکتر نوری راد مدیر گروه مطالعات کودکی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، طی سخنانی در جلسه مدیران مجتمع آموزشی مفید با موضوع نسل آینده دانش آموزان مدارس مذهبی مدارس مفید را موفق تر از دیگر مدارس مذهبی دانست و گفت خوشحالم که مفید این دغدغه را داشته و تغییرات را به رسمیت شناخته است. اگر ما نگاه‌های خودمان را تغییر ندهیم و صدای نسل جوان را نشنویم و انعطاف نداشته باشیم حتما با شکست مواجه خواهیم شد. همانطور که نظام آموزش رسمی کشور این تغییرات را به رسمیت نشناخته و خسارات زیادی را به بار آورده است.

ایده اصلی مورد تاکید من این است که ویژگی های هر نسلی بر اساس رسانه غالبی که از آن استفاده می کنند شکل می گیرد. بچه های نسل Z در عصر امروز با همین مفاهیم شکل گرفته اند. رسانه غالب امروز شبکه‌های اجتماعی است که تغییرات زیادی را در ساختارهای مغزی بچه ها شکل داده است. بچه های الان دوره قبل از اینترنت را تجربه نکرده‌اند. اگر هم خانواده هایی بچه ها را دور نگه داشته بودند در دوره کرونا دیگر نتوانستند این محدودیت را ادامه بدهند.

شبکه های اجتماعی باعث شده ساختار ذهنی تغییر کند و این تغییر طبیعی است و بچه های این دوره در عین حال که سریع پردازش می‌کنند اما در مغزشان نمی‌ماند. یکی از مهم ترین اتفاقات این است که رسانه های امروز خطی نیستند و مدرسه و رسانه مانند گذشته در یک خط نیستند و امروز رسانه ها تعاملی هستند و ارتباطات عمودی در آنها جایی ندارد. یکی از نتایج این است که نسل جدید ضد اداره شوندگی هستند. دهه هشتادی ها این فهم سلسله مراتبی را ندارند. رسانه های مختلف هم متفاوت هستند مثلا اهالی توییتر گزیده گو هستند و کسانی که اهل اینستاگرام هستند و رسانه های تصویری را دوست دارند جذب فعالیت های نمایشی می‌شوند. مفید و دیگر مدرسه های مذهبی که تاکیدشان بر ویژگی های خانوادگی بوده است الان با دانش آموزانی مواجه هستند که مدل ارتباط و دوست یابی آنها فرق کرده است. یکی از ساختارهای متفاوت این است که با کسانی ارتباط برقرار می کنند که علاقمندی مشترک داشته باشند و فضای ارتباط اجتماعی متفاوتی را شکل داده است. اگر می خواهیم بچه‌ها عاملیت داشته باشند باید بچه ها را با تکید بر هویتی مانند مفیدی بودن به طرف تولیدکننده بودن ببریم. همچنان که این فضا ممکن است تهدیدآمیز باشد اما این قابلیت وجود دارد که ایده خاصی که ما داریم بین نسل جوان گسترش پیدا کند. اگر ما نخواهیم آنها تولید کننده باشند و الگوی حافظه محور کماکان مطرح باشد اصلا جواب نمی‌گیریم. الان همه چیز با یک جستجوی اینترنتی ساده در دسترس است و روش قدیم نتیجه عکس می گذارد.

بعد از کرونا آموزش را نمی توان محدود کرد و هر چه بسته آموزشی کامل‌تر باشد بهتر است. گاردنر که کتاب هوش های هشت گانه اش در ایران مطرح است کتابی دارد به عنوان نسل اپلیکیشنی و بچه هایی که با اپلیکیشن بزرگ شده اند و دنبال راه حل های آماده هستند در حالی که بچه ها نباید دنبال راه حل های آماده باشند. در این فضا صمیمیت ها تغییر کرده است و یکی از نکته های این کتاب این است که بچه ها دنبال راه حل های ساده هستند و پیچیده فکر نمی کنند.  سواد عصر جدید متفاوت شده و آموزش از جمله آموزش مذهبی باید از الگوهای جدید شناختی و غیر مستقیم استفاده کند.

بچه ها در این فضا جلوتر هستند و یک جابجایی قدرتی صورت می گیرد و معلم دیگر جایگاه قبلی را ندارد و آموزش بهتر با عاملیت بیشتر دانش آموزان شکل می گیرد. در سطح فرهنگی هم باید طوری باشد که معلم تسهیلگر باشد و اگر معلمان قادر باشند بخش بیشتری را به یادگیری اکتشافی اختصاص بدهند که متاسفانه در فضای حاکمیتی ما درک نشده است موفق تر خواهند بود. بچه ها در فضای شبکه‌های اجتماعی در فضایی قرار دارند که پر از نشانه و کم محتواست. این نسل، نسل کم عمقی است. یک اقیانوس اطلاعات دارند که عمیق نیست و ارتباطی با هم ندارند. این مسأله ذهن را هم چند پاره کرده است.

هویت مقاومت در برابر قدرت رسمی نیز یکی از مشخصه های دیگر نسل جوان است که ضدیت دارند با اداره شوندگی. این فضا برای بچه ها یک منطق بازی گونه ایجاد کرده و ارتباطات شبیه بازی‌های رایانه‌ای شده و این فضا به داخل زندگی آنها هم رفته ست.

بچه ها به سمتی می روند که بیشترین توجه و لایک را جذب کنند و به شدت نیازمند تعریف دیگران هستند. تولید محتوا در هر سبکی از سوی بچه ها به سمت توجه و لایک بیشتر می روند نه محتوای غنی تر. این خطرناک است که در مدرسه تولید محتوا نمی‌کنند و در شبکه‌های اجتماعی هم تولید محتوای عمیقی انجام نمی دهند. نیاز داریم که بچه ها طوری تربیت شوند که تفکر عمیق داشته باشند.

یک ویژگی دیگر این است که وطن به معنای گذشته دیگر وجود ندارد و این بچه ها جهان وطن شده اند. هویتشان جهان وطنی شده است و به راحتی کشور را ترک می کنند. در آموزش ها باید دقت کنیم که با انعطاف پذیری در هر محیطی اصول اولیه خودشان را داشته باشند.

البته این هویت های جدید فرامرزی شامل افراد بزرگسال هم می شود و شاهد ایجاد هویت‌های افراطی و مرگبار مثل داعش هستیم.

بچه‌ها دوست ندارند در فضای واقعی باشند و با سطح ایده آلی یکی نیستند. باید حس خودسودمندی و یا خودساماندهی را در بچه ها تقویت کنیم. البته این موضوع برای دختران بیشتر مطرح است. در عین حال این فضا سبب افزایش خوداظهاری بچه ها می شود و این فضای جدید این قابلیت مثبت را دارد که سطح آگاهی و توانمندی آنها را می تواند افزایش دهد.

شکل‌گیری خشم نسلی نسبت به نسل های پیشین که مختص ایران نیست در این فضا شکل گرفته و تشدید شده است. اگر در فضای همدلانه پیش نرویم این خشم تشدید هم خواهد شد.

مواردی که برای مقابله با این فضا به ذهن من می‌رسد این است که قطعا و قطعا رویکرد خطی جواب نمی دهد. هر چقدر رویکرد ها با رویکرد تعاملی محور و با عاملیت باشد بهتر است. هرچقدر بتوانیم جمع هویت بخش بسازیم موثرتر است. البته وقتی این موضوع جواب می دهد که تمام برنامه‌های مدرسه در یک جهت باشد و خوشبختانه مفید به عنوان مجموعه مدارس در همین مسیر حرکت می‌کند.

دو قطبی سازی یکی از اشتباهات در جامعه ماست و در این فضا بازنده هستیم. معناسازی مفاهیم مذهبی بسیار مهم است و هرچقدر انعطاف پذیری ما بیشتر باشد موفق‌تر خواهیم بود. البته توجه به اصول و تفاوت گذاشتن بین سلیقه و عقیده و در عین حال شنیدن صدای نسل کودک و نوجوان باید مورد توجه باشد. انتخابگر بودن برای بچه‌های امروز مهم است و تجربه در جذب دانش آموزان در برخی مدارس موفق در این زمینه نشان می دهد که وقتی قدرت انتخاب می دهیم بیشتر جذب می شوند.

در مدارس دخترانه مذهبی ضعف داریم و یکی از دلایلش بیشتر بودن کنترل شوندگی در دختران است. البته به نوعی آموزش دختران برای موسسین مدارس مذهبی خیلی مهم نبوده است. یکی از عوامل زده شدن از حجاب همین فضاهای سخت گیرانه در مدارس دخترانه است و باید دخترانه ها بیشتر مورد توجه باشند.

فایل صوتی کامل:

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.